منابع مقاله:
فرهنگ عاشورا صفحه 381 ، جواد محدثی؛
«چشم گريان،چشمه فيض خداست».گريستن بر ابا عبد الله الحسين«ع»ثواب بسياردارد. (1) فرشتگان،پيامبران،زمين و آسمان،حيوانات صحرا و دريا هم بر عزای حسين«ع» گريستهاند. (2)
اشگ ريختن،نشانه پيوند قلبی با اهل بيت و سيد الشهدا است.اشک،دل راسيراب میکند،عطش روح را بر طرف میسازد و حاصل محبتی است که نسبتبهاهل بيتحاصل میشود.همدلی و هماهنگی روحی با ائمه،ايجاب میکند که در شادیآنان شاد و در غمشان محزون باشيم.اين نشان شيعه است که«يفرحون بفرحنا و يحزنونلحزننا...» (3) قلبی که مهر حسين«ع»را داشته باشد،بی شک به ياد مظلوميت و شهادت اومیگريد.اشک،زبان دل و شاهد عشق است.
آنچنان کز برگ گل،عطر و گلاب آيد برون تا که نامت میبرم از ديده آب آيد برون رشته الفتبود در بين ما،کز قعر چاه کی بدون رشته،آب بیحساب آيد برون؟ تا نسوزد دل،نريزد اشگ و خون از ديدهها آتشی بايد که خوناب کباب آيد برون مهر تو شيرازه«ام الکتاب»خلقت است مشکل اين شيرازه از قلب کتاب آيد برون گر نباشد مهر تو دل را نباشد ارزشی برگ بیحاصل شود گل،چون گلاب آيد برون (4)
گريستن در سوگ شهدای کربلا،تجديد بيعتبا عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذيهفکری و روحی با اين مکتب است و اشک ريختن،نوعی امضا کردن پيمان و قراردادمودت با سيد الشهدا است.ائمه شيعه،گريستن بر مظلوميت اهل بيت و عزای حسينی راتاکيد کرده و شهادت اشک را بر صداقت عشق،پذيرفتهاند.امام صادق«ع»فرموده است:
«نزد هر کس که ما ياد شويم و چشمانش اشگآلود شود،حتی اگر به اندازه بال مگسیباشد،خداوند گناهانش را میبخشايد،هر چند چون کف دريا فراوان باشد.» (5) به گفته صائب:
در سلسله اشگ بود گوهر مقصود گر هست ز يوسف خبر،اين قافله دارد
دستور امامان به گريستن بر امام حسين«ع»بسيار اکيد است.امام رضا«ع»به ريان بنشبيب در حديث مفصلی فرمود: «يابن شبيب!ان کنتباکيا لشیء فابک للحسين بن علی بنابی طالب فانه ذبح کما يذبح الکبش...». (6) اگر بر چيزی گريه میکنی،بر حسين بن علی گريهکن،که او را همچون گوسفند،سر بريدند.در حديث ديگری فرموده است:«محرم، ماهیاست که مردم دوره جاهليت جنگ در آن را ناروا میدانستند،ولی در اين ماه،دشمنان،خون ما را بناحق ريختند و هتک حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارتگرفتند و به خيمههای ما آتش زدند و غارت کردند و در کار ما، برای رسول خدا هيچحرمتی را رعايت نکردند.روز حسين( عاشورا)پلکهای ما را مجروح و اشگهايمان راجاری کرد و ما از سرزمين کربلا،گرفتاری و رنجبه ميراث برديم.پس بايد بر کسیهمچون حسين،گريهکنندگان بگريند،که گريه بر او، گناهان بزرگ را هم فرو میريزد.» (7) خود امام حسين«ع»فرموده است:«انا قتيل العبرة،لا يذکرنی مؤمن الا بکی»، (8) منکشته اشکم،هيچ مؤمنی مرا ياد نمیکند مگر آنکه(بخاطر مصيبتهايم)میگريد.امامسجاد«ع»بيستسال بر امام حسين عليه السلام گريست و هرگز طعامی پيش اونمیگذاشتند مگر آنکه گريه میکرد. (9) به فرموده امام صادق«ع»:هر ناله و گريهای ناپسند ومکروه است،مگر ناليدن و گريستن بر حسين عليه السلام:«کل الجزع و البکاء مکروهسوی الجزع و البکاء علی الحسين». (10) هم گريستن،هم گرياندن،هم خود را شبيه گريهکنندگان در آوردن(تباکی)پسنديدهاست و اجر دارد.اين همه فضيلت که برای گريه بر حسين«ع»بيان شده و اينکه اشکچشم،آتش دوزخ را فرو مینشاند و غمگين شدن در سوگ شهيدان کربلا ايمنی از عذاباست،در صورتی است که گناه و فسق و آلودگی انسان در حدی نباشد که مانع رسيدن اينفيض الهی گردد.اشگی که مبين پيوند عاطفی و رابطه مکتبی و اتصال روحی با راه و فکرو خط ائمه و سيد الشهداست،حتما زمينهساز پرهيز از گناه میگردد.به تعبير شهيدمطهری:«گريه بر شهيد،شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح او و موافقتبا نشاط اوو حرکت اوست...امام حسين«ع»بواسطه شخصيت عاليقدرش،بواسطه شهادتقهرمانانهاش،مالک قلبها و احساسات صدها ميليون انسان است.اگر کسانی که بر اينمخزن عظيم و گرانقدر احساسی و روحی گمارده شدند،يعنی سخنرانان مذهبی،بتوانند ازاين مخزن عظيم در جهت هم شکل کردن و همرنگ کردن و هم احساس کردن روحها باروح عظيم حسينی بهرهبرداری صحيح کنند،جهانی اصلاح خواهد شد.» (11) پس مهم، شناخت فلسفه گريه در راستای احيای عاشورا و زنده نگهداشتن مراسم حسينی وفرهنگ کربلاست،نه گناه کردن و آلودگی،به اميد پاک شدن با چند قطره اشک!معلومنيست که دل و جان آلوده،آن همسويی را با امام داشته باشد که با ياد مصائبش گريه کند.
گريه در فرهنگ عاشورا،سلاح هميشه برانی است که فرياد اعتراض به ستمگران رادارد.«اشک»،زبان دل است و گريه،فرياد عصر مظلوميت.رسالت اشک نيز پاسداری از«خون شهيد»است.امام خمينی«ره»فرمود:«هر مکتبی،تا پايش سينهزن نباشد،تا پايشگريهکن نباشد،تا پايش توی سر و سينهزن نباشد حفظ نمیشود...»، (12) «گريه کردن برشهيد،نگهداشتن، زنده نگهداشتن نهضت است»، (13) «گريه کردن بر عزای امام حسين،زندهنگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همين معنی است که يک جمعيت کمی در مقابل يکامپراطور بزرگ ايستاد...،آنها از همين گريهها میترسند،برای اينکه گريهای است که گريهبر مظلوم است،فرياد مقابل ظالم است.» (14)
هر چند نيست درد دل ما نوشتنی از اشگ خود،دو سطر به ايما نوشتهايم (15)
اشگ،سر فصل محبت و مودت است و برخاسته از عشقی است که خداوند در دلهاقرار داده که نسبتبه حسين بن علی«ع»مجذوب میشود.به فرموده رسول خدا«ص»:
«ان لقتل الحسين حرارة فی قلوب المؤمنين لا تبرد ابدا». (16) برای شهادت حسينعليه السلام حرارت و گرمايی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمیشود.
کدام عاشق در اين ره در بلا نيست؟ کدامين دل شما را مبتلا نيست؟ اگر در سوگتان شد ديده نمناک اگر از عشقتان دل گشت غمناک گواه عشق ما اين ديده و دل رساند«اشگ»و«غم»ما را به منزل کنون ماييم و درد داغداری کنون ماييم و اشگ و سوگواری هنوز اشگ عزا پيوسته جاری است رواق چشممان آيينهکاری است غدير ما محرم دارد امروز محرم،بذر غم میکارد امروز (17)
امروز هم،اشگ و گريه،رابط ما با حسين است و ما با شوری اشگهايمان،سر سفرهمحبتسيد الشهدا نشستهايم و نمک پرورده ابا عبد الله هستيم،از اين رو،اين مهر با شيرمادر در جان ما وارد شده و با جان هم به در میشود.
پینوشتها
1-احاديث ثواب و آثار گريه بر امام حسين«ع»را از جمله در بحار الانوار،ج 44،ص 279 تا 296 مطالعه کنيد.
2-سفينة البحار،ج 1،ص 97،بحار الانوار،ج 45،ص 220 به بعد.
3-ميزان الحکمه،ج 5،ص 233.
4-ای اشکها بريزيد،حسان،ص 131.
5-وسائل الشيعه،ج 10،ص 391.
6-بحار الانوار،ج 44،ص 286.
7-همان،ص 283.
8-همان،ص 279.
9-همان،ج 46،ص 108.
10-بحار الانوار،ج 45،ص 313.
11-شهيد(ضميمه قيام و انقلاب مهدی)،ص 124 و 125.
12-صحيفه نور،ج 8،ص 70.
13-همان،ج 10،ص 31.
14-همان-ج 10،ص 31.
15-صائب تبريزی.
16-جامع احاديث الشيعه،ج 12،ص 556.
17-از مثنوی«اهل بيت آفتاب»از مؤلف.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر