۱۳۸۷ آذر ۱۷, یکشنبه

قمه زدن از نظر فقه اسلامی


پرسش:
آیا قمه زدن حرام است و دلیل حرمت آن چیست؟
منبع پاسخ: پایگاه حوزه1206، 1206
پاسخ:
قمه زنی نیز مثل زنجیر زنی و شبیه خوانی و... از دیر باز مورد اختلاف نظر علما و پیروان و مقلدین آنان بوده و به استفتاء و افتاء مبنی بر جواز یا عدم جواز آن می‌پرداخته‌اند. این مراسم، از نظر شرعی پایه و مبنای دینی ندارد و صرفاً روی علاقه شیعیان به ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) انجام می‌گیرد. فقها نیز آن را در صورتی که ضرری نداشته باشد مجاز می‌دانند. برخی از فقها نیز به خاطر تأثیر نامطلوب قمه زنی بر افکار دیگران و در پی داشتن وهن مذهب، آن را ممنوع دانسته‌اند. البته شرایط زمانی در این مسأله بی‌تأثیر نیست.
امام خمینی (ره) در پاسخ به استفتایی که در سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی در این زمینه از ایشان شده بود، فرمودند: ”در وضع موجود، قمه ‌نزنند...“ آیت الله خامنه‌ای نیز در دیدار با روحانیون در آستانه محرم (سال 1373 شمسی) در ضمن بیانات مبسوطی در خرافه زدایی از عزاداری سید الشهدا (علیه السلام) فرمودند: ”قمه زدن هم از کارهای خلاف است... این یک کار غلطی است که عده‌ای قمه را بگیرند و بر سر خود بزنند و خون بریزند... کجای این کار و حرکت، عزاداری است؟ این جعلی است. اینها چیزهایی است که از دین نیست...“ و آن را بدعت، خلاف و خرافه دانستند. و در پاسخ به نامة امام جمعه اردبیل، نوشتند: ”امروز این ضرر بسیار بزرگ و شکننده است و لذا قمه‌زدن علنی و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است“ علمای دیگر نیز در تأیید موضع و سخن رهبر انقلاب، آنرا موجب وهن مذهب و نا مشروع دانستند.
البته این احساس مذهبی و عواطف دینی که سبب می‌شود به عشق حسین ـ علیه السلام ـ چنین کارهایی کنند باید در مسیر صحیحی هدایت شود تا شور و انگیزه جهاد و شهادت بیافریند بعلاوه آنان که به خاطر امام حسین (علیه السلام) حاضرند خون بدهند، چه بهتر که خون خود را در درمانگاهها و مراکز انتقال خون اهداء کنند یا با تأسیس بانک خون از فداکاران و ایثارگران، در روز عاشورا خون گرفته شود و نگهداری گردد تا از آن طریق، جان انسانهای بسیاری که نیازمند خونند، نجات یابد. گرچه این کارمثل قمه زنی، تأمین کننده احساس عاطفی فرد نباشد ولی قطعاً رضایت خداوند و سید الشهداء ـ علیه السلام ـ را بیشتر در پی دارد. کاش روزی صدقه دادن خون نیز مثل صدقه و کمک مالی لباس و غذا و ... مرسوم گردد و با قصد قربت انجام گیرد.
کی گفت حسین، بر سرخویش بزن؟ با تیغ، به فرق خویشتن نیش بزن؟
تیغی که زنی بر سرخود، ای غافل بر فرق ستمگران بد کیش بزن[1]
......................................................................................
[1]رجوع شود به کتاب فرهنگ عاشورا جواد محدثی ص358-359.

حکم قمه زنی در اسلام


پرسش:
موضوع قمه زنی و تیغ زنی چیست ؟ تاریخ آن به چه وقت بر می گردد؟ ریشه در کجا دارد؟ و آیا مورد نظر امام زمان (علیه السلام) هست یا خیر ؟ ما چه باید بکنیم ؟ از لحاظ طبی اشکال ندارد؟ در پایتخت،واشنگتن، و لندن، بسیاری در آن شرکت کردند ما باید موافق باشیم یا مخالف ؟ خانمها هم در آمریکا و در لندن قمه می زنندآیا از نظر شرعی گناه می کنند یا خیر؟آیا قمه زنی سن معینی دارد؟
منبع پاسخ: پایگاه حوزه5137، 5137
پاسخ:
قمه زنی از مراسمی است که توسط برخی از عزاداران امام حسین(ع) اجرا می‌شود و در تأسی به مجروح و شهید شدن حضرت ابا عبدالله(ع) و شهیدان کربلا و به عنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین(ع) انجام می‌دهند صبح روز عاشورا، با پوشیدن لباس سفید و بلندی هم چون کفن، به صورت دسته‌ جمعی قمه بر سر می‌زنند و خون از سر بر صورت و لباس سفید جاری می‌شود. بعضی برای قمه‌زنی نذر می‌کنند و بعضی هم این نذر را برای کودکان انجام می‌دهند و بر سر آنان تیغ می‌زنند، در حدی که از محل آن خون جاری می‌شود.
این کار از نظر شرعی پایه و مبنای دینی ندارد و صرفاً از روی علاقه شیعیان به حضرت سیدالشهداء(ع) انجام می‌گیرد البته این احساسات و عواطف دینی باید در مسیر صحیح هدایت شود به نحوی که انگیزه و شور جهاد و شهادت بیافریند، به علاوه آنان که حاضرند به خاطر امام حسین(ع) خون بدهند بهتر است که خون خویش را به درمانگاهها و مراکز انتقال خون اهدا کنند یا با تأسیس بانک خون از فداکاران و ایثارگران داوطلب در روز عاشورا خون گرفته شود تا از این طریق جان انسانهای نیازمند نجات یابد گرچه این کار شاید مثل قمه ‌زنی بر طرف کننده حس عاطفی فرد نباشد ولی قطعاً رضایت خداوند و حضرت سید الشهداء(ع) و آقا امام زمان(عج) را بیشتر در پی خواهد داشت فقهاء نیز آن را در صورتی که ضرری نداشته باشد مجاز می‌دانند. اکثر فقهاء معاصر نیز به خاطر تأثیر نامطلوب آن بر افکار دیگران و موجب وهن مذهب، آن را ممنوع دانسته‌اند، البته شرایط زمانی نیز در این مسأله بی‌تأثیر نیست.
امام خمینی(ره) در پاسخ به استفتایی که در سالهای اول انقلاب شده بود فرمودند: (در وضع موجود قمه نزنند...) آیت الله خامنه‌ای هم در مورد خرافه زدایی از عزاداری فرمودند:(قمه زدن هم از آن کارهای خلاف است... این یک کار غلطی است که عده‌ای قمه‌ها را بگیرند و بر سر خود بزنند و خون بریزند... کجای این کار عزاداری است؟ این جعلی است. این ها چیزهایی است که از دین نیست) و فی الواقع ایشان این کار را خلاف و خرافه دانسته‌اند.
به هر حال در شرایطی که دشمنان اسلام سعی در منزوی کردن مسلمانان دارند و با حیله‌هایی می‌خواهند اسلام را خرافی و مسلمانان را بی‌ منطق معرفی کنند، انجام این گونه اعمال که در متن دین وجود ندارد و در حال حاضر موجبات وهن شیعه و عزاداری را فراهم می‌کند و به نظر خلاف عقل است و کاری عقلائی نیست و بایستی به جای آن سراغ مراسمی رفت که عظمت اهداف عاشورای حسینی را بیش از پیش آشکار می‌سازد و اگر جمعی از بزرگان فقهای شیعه در زمان خود بعضی از این کارها را به دلائلی اجازه فرموده‌اند، قطعاً در این زمانه با در نظر گرفتن شرایط و اوضاع کنونی نظر دیگر داشتند. اما وظیفه ما در ضمن حفظ وحدت اسلام و یگانگی امت اسلام خصوصاً شیعه امر به معروف و نهی از منکر با وجود شرایط و تبیین منافع و مضرات این حرکات می‌باشد و اکیداً و شدیداً بایستی از دو دستگی و شکاف و جر و بحثهای بی‌فایده جداً خودداری شود و فقط عاملین این نوع کارها را از توطئه دشمنان اسلام و شیعه دید و آنان را به این گونه اعمال آگاه ساخته و واقعاً برای شان تبیین شود که یک فرد غیر مسلمان به این گونه کارها چه دیدی می‌تواند داشته باشد و آیا او اسلام را محکوم به خشونت و اضرار نفس به پیروان خود نمی‌کند و آیا ترغیب و تشویقی با این روش برای جذب آنها به اسلام باقی می‌ماند و یا این که این روش باعث اشمئزاز و دل زدگی و نفرت می‌شود؟ انشاء الله خداوند تبارک و تعالی ما را از عزاداران و محبین واقعی اهلبیت(ع) خصوصاً حضرت سیدالشهداء قرار دهد و اعمال ما را مرضی حضرت حقتعالی جل و علا و حضرت ولی عصر (عج) قرار دهد.

آیا بعضی از آداب و رسوم عزاداری امام حسین(ع) خلاف شرع نیست؟


پرسش:
1- نظر شما در رابطه با آداب و رسومی که در بعضی از کشورها، در ایام عزاداری امام حسین(ع)مخصوصاً در روزعاشورا انجام می دهند مثل زینت اسبها ، زینت گهواره ها، درست کردن علم وتبرک جستن به آن و گریه با صدای بلند وقربانی کردن، چیست؟
منبع پاسخ: پایگاه حوزه2201-1، 2201-1
پاسخ:
مراسم اباعبدالله الحسین ازافضل قربات واکمل عبادات است. بنابراین باید هرچه پرشکوهتر برگزار شود. اما رفتارهایی که مایه وهن مذهب اهل بیت(ع) وبد نامی ساحت مقدس ابا عبدالله باشد ، حرام است وباید درحد امکان وتوان ازآن پیشگیری کرد .
البته گاهی به عنوان سمبل ونشانه که یادآور زمان عاشورا باشد بطوریکه مورد وهن قرارنگیرد اشکالی ندارد. مثل اینکه زینت گهواره ها، یاد وخاطره حضرت علی اصغر (طفل شیرخواره امام حسین) ودیگراطفال حاضردرصحنه عاشورا ومظلومیت آنهارا درذهنها زنده می کنند و یا زینت اسبها ، ذهن ها را متوجه به میدان جنگ رفتن امام(ع) و یاران آن حضرت می سازد .
البته درمورد گریه باصدای بلند بر مصائب حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در بسیاری ازروایات سفارش شده است.[i]مراسم اباعبدالله ازمصادیق اعلای «ومن یعظم شعائرالله فاٍنهامن تقوی القلوب(22:32) وهرکس شعائر خدا را بزرگ دارد درحقیقت آن{نشانه}پاکی قلبهاست» میباشد، و سزاواراست درمراسم اباعبدالله شرکت کنید ویاد اورا گرامی بدارید ورفتار ناشایست برخی، نباید مانع شرکت شما درمراسم شود.
............................................................................
[i].محمدی ری شهری، میزان الحکمة، عاشورا، باب 2737

چرا علماء جلوی عزاداری های افراطی برای امام حسین(ع) را نمی گیرند ؟


پرسش:
می دانید بلائی که تشیع صفوی بر اسلام و مسلمین وارد نموده است بسیار عظیم و نابخشودنی است . ازجمله آثاربسیار زشت آن نوع عزاداری برای امام حسین می باشد. حال با این تفاسیر چرا روحانیت اسلام باتوجه به اینکه دراینگونه مراسم سخیف شرکت نکنند جلوی اینگونه پیرایه های بسته شده بر دامان تشیع را نمی گیرند و اگر آنرا عرف توصیف می نمایند چرا هیچ اقدامی در جهت بازسازی فرهنگ عاشورا در بین مردم نمی کنند؟آیا اینگونه بودن را به نفع خود و حکومت می دانند و بهره کشی می کنند؟
منبع پاسخ: پایگاه حوزه6742، 6742
پاسخ:
باید بگوئیم که عزاداری و گریه بر مصائب پیامبر اکرم (ص) و مصائب اهل بیت علیهم السلام مخصوصا حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در روایات ما بسیار سفارش شده است. در روایات ما آمده است:«شهادت امام حسین علیه السلام، حرارتی در قلب های شیعیان ایجاد کرده است که هیچ گاه سرد نمی شود.»[1]همچنین گریه کردن بر آن حضرت بسیار سفارش شده است و شاید این به دلیل استفاده اسلام از تمام ابعاد وجود انسان و مخصوصا بعد عاطفی انساناست که یک قدرت عظیماست در وجود انسان و استفاده صحیح و مثبت از آن بسیار می تواند مفید و مثمر فایده باشد که اسلام از این بعد کمال استفاده را در مسیر زنده نگه داشتن دین و یاد و خاطره ائمه معصومین علیهم السلام کرده است.
تجلیل ائمه معصومین علیهم السلام از شعرا و مدیحه سرایانی که مصائب ائمه علیهم السلام را به شعر در آورده اند و به نسل های بعد منتقل نموده اند، نشانه اهمیت اسلام به این مسأله و استفاده صحیح از آن است.
با کمال تاسف باید اقرار کرد همانگونه که شما فرموده اید در این مسأله نیز هم چون مسائل دیگر دچار افراط و تفریط هایی شده است و در طول تاریخ افرادی بوده اند که خواسته اند از اساس جلوی هر گونه عزاداری را بگیرند زیرا اینان دریافته اند که این عزاداری ها چه تاثیری در حفظ اسلام دارد و تا زمانی که عزاداری های صحیح برقرار باشد مجالس عزاداری و هیئت های مذهبی که موازین شرع را به درستی رعایت می کنند، تاثیر تبلیغاتی مهمی در حفظ و گسترش اسلام دارد که با وجود آنها امکان ندارد چراغ دین خاموش شود.
و از طرف دیگر افرادی هم که تعدادشان کم نیست بدعت هایی در این مساله ایجاد کرده اند، کتابها و تاریخ های غیر واقعی و موهن تألیف کرده اند، مسائلی که هیچ اثری از آنها در روایات ائمه معصومین علیهم السلام دیده نمی شود،آورده و به آنها رسمیت بخشیده اند که اگر به تاریخ فقه و فقها نگاه کنیم می بینیم فقهای بزرگی همچون حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) و حضرت امام (ره) و دیگر مراجع معظم تقلید با این روش ها مخالف بوده و مخالفت خود را اعلام کرده اند و موفقیت های چشمگیری هم در این سالهای اخیر در اصلاح این روش بدست آمده است که امیدواریم با بالا رفتن روز افزون سطح آگاهی تمامی اقشار جامعه، ضمن محفوظ ماندن اصل عزاداری، بدعتهایی که در طول تاریخ توسط دشمنان دانا و دوستان نادان وارد شده است و چهره دین را لکه دار کرده بطور کامل برطرف شود.
................................................................................................................
[1]- مستدرک الوسایل ،ج10 ،ص 318 ، باب 49 :استحباب البکاء لقتل الحسین (ع).

نظرات علما و مراجع پیرامون عزاداری امام حسین علیه السلام


پدیدآورنده: علی اکبر سرشار ،
،
مرحوم علامه امین عاملی‏قدس سره درباره‏ی قمه‏زنی و مراسم عزاداری حسینی می‏نویسد:
قمه‏زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه‏ی اهل بیت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشی قلمداد می‏کنند و شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایت‏خدا و پیامبر و اهل بیت اطهار نیست و البته تغییر نام این اعمال در ماهیت و حکم شرعی آن که حرمت است، تغییری نمی‏دهد (1) .
چند استفتاء از مقام معظم رهبری درباره قمه زنی و عزاداری
1 - آیا قمه زدن در عزاداری امام حسین‏علیه السلام چه حکمی دارد؟
جواب: اگر موجب وهن مذهب در زمان حاضر و یا مستلزم خوف خطر جان یا ضرر معتنی به باشد جایز نیست .
2 - پدر و مادری که نذر می‏کنند اگر خدا به آنان فرزند پسر داد روز عاشورا به سر او تیغ بزنند و آن پسر بعد از بلوغ روزهای عاشورا قمه بزند آیا این نذر صحیح است و آیا بر آن پسر عمل به نذر والدین واجب است؟
جواب: صحت چنین نذری محل اشکال است و در هر صورت وفا به آن بر فرزند واجب نیست .
3 - اگر قمه زدن در عزاداریها موجب مرگ کسی شد آیا این عمل خودکشی و گناه محسوب می‏شود .
جواب: اگر با خوف خطر جان اقدام کرده باشد حکم انتحار دارد .
4 - آیا سوراخ کردن گوشت‏بدن و قفل زدن و وزنه آویزان کردن به بهانه عزاداری بر امام حسین‏علیه السلام که اخیرا شایع شده است جایز است؟
جواب: چنین اعمالی که موجب وهن مذهب در انظار عموم است صورت شرعی ندارد .
5 - عزادارانی که خودشان را در مقابل مزار مقدس ائمه‏علیهم السلام به خاک می‏اندازند و سینه و صورت خود را به خاک می‏مالند و خراشیده می‏کنند و خون جاری می‏شود و با همان حال به داخل حرم ائمه‏علیهم السلام وارد می‏شوند چه صورت دارد؟
جواب: اینگونه رفتارها که از شیوه اظهار تاثر و عزاداری سنتی به دور است صورت شرعی ندارد بلکه اگر موجب ضرر معتنی به بدنی و یا وهن مذهب در انظار عموم باشد جایز نیست .
استفتائات از حضرت آیة‏الله العظمی مکارم شیرازی
1 - آیا زنجیر زنی و قمه‏زنی و شمشیر زنی در عزاداری امام حسین‏علیه السلام جایز است؟
جواب: بی‏شک مراسم سوگواری خامس آل عباعلیه السلام از افضل قربات است، ولی نباید کاری کرد که موجب وهن مذهب در نظر دیگران شود .
2 - آیا تعزیه و شبیه خوانی اشکال دارد و اگر اشکال نداشته باشد بفرمایید که اگر مرد لباس زنان را در تعزیه بپوشد و به جای او بخواند اشکال دارد؟ و آیا صدای شیپور و طبل و دهل در تعزیه حرام است‏یا خیر؟ در پایان مستدعی است‏شرایط تعزیه خوانی را بیان فرمایید .
جواب: شبیه خوانی اگر با دروغ و آلات لهو توام نباشد و موجب توهین به مقام شامخ حسین بن علی‏علیهما السلام یا سایر شهدا نشود اشکالی ندارد واحتیاط آن است که مردان لباس زنان را نپوشند .
3 - آیا شبیه خوانی - که نمایش مذهبی است و درباره‏ی واقعه‏ی عاشورا یا اربعین حسینی‏علیه السلام برگزار می‏گردد - جایز است؟
جواب: اگر امر خلاف شرعی در آن نباشد و موجب هتک مقدسات نشود اشکالی ندارد .
4 - سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ می‏باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون می‏شود، چه حکمی دارد؟
جواب: همان گونه که قبلا نیز اشاره کرده‏ایم، مسئله‏ی عزاداری حضرت سیدالشهداعلیه السلام در هر زمان و در هر مکان از افضل قربات و مایه‏ی تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است، ولی کیفیت عزاداری باید چنان باشد که بهانه‏ای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود و این مراسم عظیم و پرشکوه تضعیف نگردد و به همین جهت از کارهایی که موجب وهن مذهب است‏باید پرهیز شود .
5 - نظر مبارک را در رابطه با کیفیت مطلوب نحوه‏ی برگزاری عزاداری سالار شهیدان‏علیه السلام بیان فرمایید؟
جواب: بهترین شیوه‏ی عزاداری، تشکیل مجالس با شکوه و ذکر اهداف مقدس امام حسین‏علیه السلام و تاریخچه‏ی کربلا و تحلیل فرازهای آن و مراسم سوگواری، و همچنین تشکیل دسته‏جات عزاداری با شکوه، توام با شعارهای بیدار کننده و سازنده و پخش جزوه‏ها و پوسترهای حساب شده و پرمحتوا و استفاده از پلاکاردها یا شعارهای جالب و جاذب و روشن کننده‏ی اهداف عزاداری حضرت سیدالشهداعلیه السلام و مانند آن است .
6 - در آستارا، سنتی است که مردم به آن اعتقاد راسخ دارند، مسئله بدین صورت است که: روز تاسوعا و عاشورا علمی که در تمام مناطق مرسوم است در دست افراد خاصی می‏دهند که آن فرد با حرکتهای مخصوص و حتی گاهی با حمله‏ور شدن به زنان و مردان ترساندن بچه‏ها و به تعبیر مردم: علم را جوش می‏آورند و آن را نسبت‏به امام حسین‏علیه السلام می‏دهند، مردم دور آن جمع می‏شوند و می‏گویند علم فرد را دنبال خود می‏برد، وقتی علم بعضی از افراد را زخمی می‏کند به معنای آن است که آن فرد، انسان بدی است و با دیده‏ی تردید به علم نگاه کرده است . متاسفانه علم در دست افراد معلوم الحال به جوش می‏آید و گاهی افراد متدین و وجیه را زخمی می‏کند، نظر شما را در این مورد خواستاریم؟
جواب: عزاداری حضرت خامس آل عباعلیه السلام از موجبات مهم تقویت دین است ولی نباید آن را آلوده به این گونه کارهای نادرست کرد که موجب اذیت و آزار عزاداران و هتک حرمت افراد آبرومند می‏شود .
7 - در شرایطی که دشمنان اسلام سعی در منزوی کردن مسلمانان دارند و با حیله‏هایی می‏خواهند اسلام را خرافی و مسلمانان را بی‏منطق معرفی کنند، انجام برخی اعمال که در متن دین وجود نداشته و در بعضی مناطق عده‏ای در تظاهر به اسلام و تعظیم شعائر، مرتکب آن می‏شوند که احیانا موجبات وهن شیعه و عزاداری را فراهم آورده است، چه حکمی دارد؟
جواب: لازم است در این شرایط و اوضاع پیروان اهل بیت‏علیهم السلام و عاشقان مکتب حسینی از هر کاری که موجب وهن این مراسم می‏شود بپرهیزند و به جای آن به سراغ مراسمی بروند که عظمت اهداف حسینی را بیش از پیش آشکار می‏سازد و اگر جمعی از بزرگان فقهای پیشین (قده) در عصر و زمان خود بعضی از این کارها را به دلایلی اجازه فرموده‏اند، هرگاه در عصر و زمان ما بودند مسلما نظر دیگری داشتند . خداوند همه‏ی ما را از پیروان مکتب آن بزرگوار و جان نثاران او قرار دهد .
8 - در شهرستان ما مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورا و سایر ایام به صورت تعزیه خوانی برگزار می‏شود، تا شش سال قبل که فقط در محل ما برگزار نمی‏شد اهالی محل به محلات دیگر جهت دیدن تعزیه می‏رفتند و در آن محلات با مشکلات زیادی مواجه می‏شدند لهذا تصمیم گرفتیم این مراسم را در محل خودمان برگزار کنیم نظر شما چیست آیا در این شرایط تعزیه خوانی جایز است؟
جواب: چنانچه تعزیه خوانی مشتمل بر امر حرامی مانند دروغ یا هتک حرمت امامان بزرگوار و بزرگان دیگر و امثال اینها نباشد و مانع مجالس سخنرانی و نماز نگردد اشکالی ندارد .
9 - آیا استفاده از وسایلی که به شکل صلیب هستند و درماه محرم الحرام در جلوی صف عزاداری حمل می‏شود جایز است؟
جواب: این علامتها تداعی صلیب را نمی‏کنند ولی عزاداری هر چه ساده‏تر باشد بهتر است .
10 - آیا پول دادن به مرثیه سرایانی که در لابه‏لای اشعار و سخنان خود بعضی از مصایب بی‏مدرک یا ضعیف السند را نقل می‏کنند و یا با غنا می‏خوانند جایز است و آیا نقل این گونه مطالب به عزاداری ضربه نمی‏زند؟
جواب: پول را در برابر کارهای مشروع آنها بدهند و نسبت‏به کارهای خلاف، نهی از منکر کنند .
متن جوابیه آیة‏الله العظمی مکارم شیرازی به سؤالات مختلف مردم درباره‏ی وظایف مسلمانان در ایام عاشورا و
بدون شک عزاداری سالار شهیدان از افضل قربات و احیای خون آنان مایه‏ی نجات در دنیا و آخرت است .
افراد ناآگاه و بی‏خبر، حادثه خونین کربلا را مربوط به گذشته می‏پندارند، و از تکرار سوگواری‏ها در هر سال دچار تعجب می‏شوند، در حالی که آگاهان آن را مربوط به یک جریان مهم و مستمر در سراسر زندگی بشر می‏دانند، که در کربلا به اوج خود رسید، و به عنوان یک الگوی جاودانه در تاریخ ماند . و آن جریان مبارزه با کفر و ظلم و بیدادگری وترجیح مرگ سرخ توام با آزادگی بر زندگی ذلت‏بار و ننگین است .
آنها می‏گویند چرا شما برای حادثه‏ای که مربوط به سیزده قرن پیش است اشک می‏ریزید؟ ولی نمی‏دانند که اشک ما اعلان جنگ ما به ظالمان و بیدادگران و زشت کاران در هر زمان است . قطره‏های اشکی که از روی معرفت نسبت‏به اهداف والای حسین‏علیه السلام و یارانش جاری می‏شود گلوله‏های آتشینی است‏بر ضد تبهکاران و جنایتکاران تاریخ، و گوهرهای گرانبهایی است‏برای هدیه به مظلومان و ستمدیدگان و ملتهای دربند، و این است معنی «کل یوم یوم عاشورا و کل ارض ارض کربلا» .
و به همین دلیل همیشه طاغوتها و دشمنان اسلام از انجام این مراسم در هراسند و می‏خواهند آن را به تعطیل بکشانند .
و درست‏به همین دلیل ما می‏گوییم به هر قیمت که ممکن شود باید این مراسم حفظ گردد، حتی در بعضی از کشورها که دشمنان اهل بیت قصد خاموش کردن این چراغ فروزان را داشتند و از ما سؤال کردند گفتیم به هیچ قیمت عقب نشینی نکنید، ولو بلغ ما بلغ، و هر چند خون خود را در این راه نثار کنید .
درست است که این مراسم ذاتا مستحب است ولی زنده نگه داشتن آن در مواردی از اوجب واجبات است .
در اینجا لازم می‏دانم همه‏ی برادران و خواهران ایمانی را به چند نکته توجه دهم:
1 - باید همه بکوشند با خالصترین نیات در این مراسم شرکت جسته، و قلب و روح خود را در اختیار سالار شهیدان قرار دهند، و به اهداف والای این قیام بزرگ تاریخ اسلام و بشریت‏بیاندیشند، و گویندگان عزیز و نویسندگان محترم اهداف مهم این قیام پربار را تشریح کرده، و سوگواران را روز به روز با آن آشناتر سازند تا مصداق کامل «عارفا بحقه‏» حاصل گردد .
2 - برادران و خواهران ایمانی باید خلوص این مراسم را از اموری که مخالف شرع اسلام و دستورهای پیشوایان بزرگ دین ست‏حفظ کنند و از هر کاری که بهانه به دست دشمنان می‏دهد بپرهیزند و نیز از اعمالی مانند قمه زدن و قفل در تن کردن وامثال آن که رهبر معظم انقلاب در بیانات پربار خود به آن اشاره نمودند اجتناب جویند .
زیرا این اعمال دست آویزی به دست دشمنان خواهد داد تا کل این مراسم عظیم و سازنده را زیر سؤال برند، قمه را باید بر سر دشمن کوبید نه بر سر دوست، قفل را باید بر دهان دشمن زد، نه بر تن دوست، درست است که انگیزه این افراد عشق به امام حسین‏علیه السلام و مکتب اوست ولی باید توجه داشت که مقدس بودن انگیزه به تنهایی کافی نیست‏باید نفس عمل هم مقدس باشد، کیفیت عزاداری یا باید در نصوص اسلامی وارد شده باشد و یا مشمول عمومات و اطلاقات ادله گردد، و این گونه کارها مسلما نه منصوص است و نه مصداق عزاداری در عرف عقلا و اهل شرع، به علاوه موانعی نیز از نظر شرع در برابر آن قرار دارد، و به تعبیر دیگر نه مقتضی شمول عمومات موجود است و نه مانع مفقود .
درست است که جمعی از بزرگان فقهای پیشین قدس الله اسرارهم اجازه بعضی از این امور را در عصر خود به دلایل خاصی داده‏اند ولی آنها هم اگر در عصر ما و شرایط زمان ما بودند به یقین طور دیگری فتوی می‏دادند .
3 - باید توجه داشت که هدف اصلی قیام امام حسین‏علیه السلام همان گونه که در وصیت تاریخی معروف آن حضرت آمده احیای امر به معروف و نهی از منکر بود . بر همه عاشقان مکتبش لازم است این دو فریضه الهی و قرآنی را زنده کنند و به امام و پیشوای بزرگشان اقتدا نمایند، و از طریق صحیح و حساب شده با منکرات به مبارزه برخیزند، و با گفتار و اعمال خود معروف را زنده کنند .
خداوندا همه‏ی ما را از پیروان راستین مکتب آن بزرگوار قرار ده، و مشمول شفاعتش در دنیا و آخرت بنما . آمین یا رب العالمین . (قم - ناصر مکارم شیرازی 26/3/73 مطابق با ششم محرم الحرام‏1415)
نظر حضرت آیة الله صالحی مازندرانی پیرامون قمه‏زنی
باسمه العلیم
از منابع فقه چه لبیه و چه لفظیه بالخصوص او بالاطلاق او العموم جواز و اباحه قمه زنی فضلا از رجحان آن در مراسم عزاداری سالار شهیدان امام حسین‏علیه السلام مستفاد نمی‏گردد، بلکه مقتضای ادله و عناوین ثانویه حرمت و عدم جواز است لذا اجتناب از آن واجب و لازم است .
برادران ایمانی می‏دانند که قمه را باید بر فرق قمه کشان خائن و قداره بندان جانی زد .(قم المقدسة، اسماعیل الصالحی المازندرانی محرم الحرام 1415 - خرداد 1373)
نظر حضرت آیة‏الله جوادی آملی پیرامون قمه زنی:
چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می‏رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود .(4 محرم الحرام 1415 جوادی آملی)
نظر حضرت آیة‏الله نوری همدانی پیرامون عزاداری و قمه‏زنی
از آنجا که مکتب سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله علیه السلام مکتب امر به معروف و نهی از منکر و چشمه‏ی جوشان ارزشهای اسلامی است و تاریخ خونبار عاشورا همیشه با آفریدن حماسه‏ها و موجها و با به حرکت درآوردن احساسات و عواطف الهام بخش کلیه‏ی نهضت‏ها و قیامهایی که علیه ظالمان و جباران روزگار صورت گرفته بوده است و همواره مجاهدین اسلام با قیامهایی علیه ظلم و ستم به جا آوردند - که نمونه‏ی آن را در زمان خود دیدیم - نام حسین بر لب و اشک حسینی در چشم و هوای کربلا و عاشورا در سر داشتند تا موفق شدند که پیروزی خون بر شمشیر را ثابت و بیان بلند حضرت رسول اکرم‏صلی الله علیه وآله «حسین منی و انا من حسین‏» را معنا کنند و ایام محرم و عاشورا همیشه زنده کننده‏ی آن خاطره و به جوش آورنده‏ی خونهایی است که در دل علاقه‏مندان این مکتب موج می‏زند لذا لازم است مخصوصا در جهان کنونی که دشمنان اسلام از اسلام سیلی خورده و منافع نامشروع خود را از دست رفته می‏بینند و در فکر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمدی هستند مراسم عزاداری کار زینبی بکند یعنی با منطق اسلام توام و از هر گونه حرکتی که این دین مقدس را بی‏منطق قلمداد نماید منزه باشد و عزاداران محترم و متعهد به جای اینکه قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضی آنان را اشغال و در فکر تضعیف آنان می‏باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدیدی حیات اسلامی آنها را به مخاطره می‏اندازند بکوبند . خداوند توفیق بیشتر برای پیمودن این راه به همه‏ی مسلمانان عنایت‏بفرماید .(7 محرم الحرام 1415 الاحقر حسین نوری همدانی)
نظر حضرت آیة‏الله العظمی فاضل لنکرانی درباره قمه‏زنی
با توجه به گرایشی که نسبت‏به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده و ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته می‏شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین‏علیه السلام به گونه‏ای عمل شود که موجب گرایش بیشتر و علاقمندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد پیدا است در این شرایط مسئله قمه زدن نه تنها چنین نقشی ندارد و بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیهی نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد لذا لازم ست‏شیعیان علاقمند به مکتب امام حسین‏علیه السلام از آن خودداری نمایند و چنانچه در این مورد نذر وجود داشته باشد نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست .(محمد فاضل، 4 محرم الحرام، 1415)
نظر حضرت آیة‏الله مشکینی در پاسخ به سؤال از قمه زنی
بعد التسلیم و التحیة امور مذکوره فوق بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضی از آنها ذاتا محرم است مسلمین باید از وارد کردن آنها در مراسم تعزیه حضرت حسین‏علیه السلام که یکی از عبادات است جدا خودداری نمایند علاوه آن که عزاداری آن حضرت عمل عبادی سیاسی است پس باید از مخلوط شدن کارهایی که جنبه سیاسی آن را مخدوش ویا به عنوان خرافیت و وهن اسلام می‏بخشد اجتناب نمود گذشته از اینها اعمال فوق مورد نهی مقام معظم ولایت امر مسلمین قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است‏خداوند بر ملت معتقد و هوشیار و سیاست فهم ایران توفیق تبعیت از احکام الهی و عزاداری مورد ضایت‏حضرت بقیة‏الهی عنایت فرماید .(8 محرم الحرام 1415، هجری قمری، علی مشکینی)
پی‏نوشت
1) اعیان الشیعه، ج 10، ص 363 .


احکام عزاداری امام حسین علیه السلام


پدیدآورنده: محمود اکبری ،
تمام اعمال و رفتار انسانها; چه فردی و چه اجتماعی، مشمول حکمی از احکام شرعی می‏باشد و تمام موضوعاتی که به گونه‏ای با رفتار آدمی ارتباط پیدا می‏کند، در فقه اسلامی دارای قانون و مقرراتی است . عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام و امامان معصوم علیهم السلام نیز همچون سایر اعمال انسان دارای احکامی است که در این مختصر بدان می‏پردازیم .
لازم به ذکر است که برای جمع آوری این احکام، از فتاوا و سخنان مراجع معظم تقلید و عالمان بزرگوار تا آنجا که مقدور بوده ست‏سود برده‏ایم و از آنجا که دررساله‏های عملیه و استفتائات همه مراجع بزرگوار، درباره عزاداری در ابعاد مختلف بحث نشده است، فقط به فتاوا و استفتائات موجود بسنده کرده‏ایم .
احکام عزاداری
امام خمینی رحمه الله:
«عزاداری برای سیدالشهداء از افضل قربات و مایه تقویت روح ایمان و شهامت اسلامی و ایثار و فداکاری و شجاعت در مسلمین است .» (1)
سؤال: آیا بر پا کردن مراسم عزاداری [توسط زن] بدون اذن شوهر جایز می‏باشد؟
آیت الله نوری همدانی: در صورتی که از اموال شوهر باشد جایز نیست . (2)
سؤال: گاهی برخی از دسته‏ها که وارد مسجد می‏شوند، با کفش وارد می‏شوند، که نوعی بی احترامی به مسجد محسوب می‏شود، لطفا بفرمائید که این مسئله چه حکمی دارد؟
آیت الله نوری همدانی: اگر موجب هتک شود اشکال دارد . (3)
سؤال: در مورد زنجیر زنی که منجر به سیاه شدن یا مجروح شدن بدن می‏شود و همچنین غالبا پشت پیراهن افراد باز است و بیشتر درخیابان و معابر عمومی ظاهر می‏شوند، نظر شما چیست؟
امام خمینی رحمه الله: مانعی ندارد، مگر اینکه موجب ضرر فاحش بر بدن شود . (4)
سؤال: آیا برهنه شدن مردان با حضور زنان برای عزاداری عیب دارد یا خیر؟
آیت الله فاضل لنکرانی: مانعی ندارد و زنها نباید به بدن مرد اجنبی نظر کنند . (5)
سؤال: در مجالس زنانه، زنان مداحی و سخنرانی می‏کنند و صدای آنها به گوش مردان رهگذر می‏رسد . آیا این عمل جایز است؟
آیت الله فاضل لنکرانی: شنیدن صدای ایشان اگر در معرض ریبه و التذاذ نباشد حرام نیست . (6)
سؤال: سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ می‏باشد و منجر به زخمی شدن بدن و جاری شدن خون می‏شود چه حکمی دارد؟
آیت الله مکاری شیرازی: کیفیت عزاداری باید چنان باشد که بهانه‏ای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود . (7)
احکام علامت
سؤال: بسیاری از تکایا در ایام عزاداریهای مذهبی، اقدام به حمل «علاماتی‏» می‏کنند که به قیمت گزافی خریده شده و حمل آن نیز موجب اشکال است . این وسائل از نظر شرعی چه حکمی دارند؟
امام خمینی رحمه الله: اشکال ندارد . (8)
سؤال: حکم علمهایی که در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام از آنها استفاده می‏شود و بعضی دارای نقش و نگارهایی نیز هستند چیست؟
آیت الله فاضل لنکرانی: استفاده از آنها در عزاداری جایز است . (9)
سؤال: آیا جایز است پارچه و دستمالهایی را که در ایام محرم بر روی علم می‏بندند بفروش برسانند و در عزاداری و تعمیر حسینیه مصرف کنند؟
آیت الله فاضل لنکرانی: اگر در مراسم عزاداری محل حاجت نباشد و زاید بر متعارف باشد، می‏توانند بفروشند و به مصارف عزاداری و احتیاجات حسینیه‏ها برسانند . (10)
احکام تعزیه و شبیه خوانی
امام خمینی رحمه الله: تعزیه و شبیه خوانی اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود، اشکال ندارد ولی بهتر ست‏به جای آن، مجالس روضه خوانی برپا کنند . (11)
سؤال: آیا تعزیه و شبیه خوانی در مراسم عزاداری جایز است؟
آیت الله فاضل لنکرانی: اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود مانعی ندارد . (12)
آیت الله گلپایگانی رحمه الله: اگر تعزیه خوانی مشتمل بر استعمال آلات موسیقی نباشد و غنا و دروغ نخوانند و مرد لباس مختص به زن نپوشد، اشکال ندارد . (13)
سؤال: آیا تشبه به اهل بیت علیهم السلام در نمایش و تعزیه و غیر آن جایز است؟
امام خمینی رحمه الله: با مراعات احترام آنان جایز است . (14)
آیت الله فاضل لنکرانی و آیت الله صافی گلپایگانی: در صورتی که مستلزم اهانت نباشد مانعی ندارد . (15)
آیت الله علوی گرگانی: اگر تعزیه و شبیه خوانی موجب هتک حرمت‏به ساحت مقدس بزرگان دین شود، باید اجتناب شود . (16)
احکام استفاده از لباس سیاه
سؤال: آیا پوشیدن لباس سیاه در عزاداری امام حسین علیه السلام جایز است و آیا رجحان دارد؟
آیت الله فاضل لنکرانی: پوشیدن لباس سیاه در عزای امام حسین علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام چون از مصادیق تعظیم شعائر است، واجد رجحان شرعی می‏باشد و عملا بزرگانی چون مرحوم آیت الله بروجردی در روز عاشورا از قبای سیاه استفاده می‏کردند . (17)
آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله نوری همدانی: پوشیدن لباس سیاه به عنوان اعلان حزن و اندوه در مصیبت امام حسین علیه السلام و ائمه علیهم السلام رجحان دارد . (18)
سؤال: آیا نماز خواندن با لباس سیاه بر عزاداران امام حسین علیه السلام مکروه است؟
آیت الله صافی گلپایگانی: چون لباس سیاه علامت عزاداران سیدالشهداء است و عزاداری آن حضرت کمال رجحان را دارد، لذا نماز خواندن با آن نیز مکروه نمی‏باشد . (19)
احکام قمه زدن
علامه امین عاملی: «قمه زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه اهل بیت را در انظار دیگران مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشی قلمداد می‏کنند . شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایت‏خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت اطهار علیهم السلام نیست .» (20)
آیت الله حکیم رحمه الله: مرحوم آیت الله حکیم رحمه الله جواز قمه زنی را مقید به چهار شرط نموده است:
1- خوف ضرر وجود نداشته باشد .
2- عزاداری بر آن صدق کند .
3- باعث مسخره قرار گرفتن نشود .
4- عداوت و دشمنی دیگران را ایجاد نکند . (21)
سؤال: قمه زدن در عزاداری امام حسین علیه السلام چه حکمی دارد؟
امام خمینی رحمه الله: اگر موجب ضرر نباشد مانع ندارد، ولی در این زمان این عمل نشود . (22)
مقام معظم رهبری: اگر موجب وهن مذهب در زمان حاضر و یا مستلزم خوف خطر جان یا ضرر معتنی به باشد، جایز نیست . (23)
آیت الله جوادی آملی: چیزی که مایه وهن اسلام و مایه هتک حرمت عزادارای است جایز نیست، انتظار می‏رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود . (24)
سؤال: اگر قمه زدن در عزاداریها موجب مرگ کسی شد، آیا این عمل خودکشی و گناه محسوب می‏شود؟
مقام معظم رهبری: اگر با خوف خطر جان اقدام کرده باشد، حکم انتحار دارد . (25)
سؤال: آیا قمه زنی جایز است؟ چنانچه در این خصوص نذری وجود داشته باشد وظیفه چیست؟
آیت الله فاضل لنکرانی: با توجه به اینکه ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام شناخته می‏شود، و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام است، باید با سوگواری و عزاداری امام حسین علیه السلام به گونه‏ای عمل شود که موجب گرایش بیشتر به آن حضرت گردد .
مسئله قمه زدن نه تنها نقشی ندارد بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچگونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد . لذا لازم است‏شیعیان از آن خودداری کنند . و چنانچه در این مورد نذری وجود داشته باشد نذرصحیح نیست . (26)
آیت الله نوری همدانی: اشکال دارد . (27)
احکام موسیقی
مرحوم شیخ انصاری در مکاسب محرمه در پاسخ به کسانی که می‏گویند غنا می‏تواند زمینه گریه کردن را فراهم نماید، می‏فرماید: چنین شیوه‏ای نمی‏تواند مقدمه مستحب یا مباح قرار گیرد و باید به عموم ادله حرمت غنا تمسک نمود . (28)
مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمه الله در منتهی الآمال می‏فرماید: عزاداران امام حسین علیه السلام بر وجهی سلوک کنند که زبان نواصب دراز نشود و از استعمال محرمات از قبیل غنا که غالبا نوحه‏ها خالی از آن نیست و حکایات ضعیفه مظنونة الکذب احتراز نمایند و شیطان را در این عبادت بزرگ راه ندهند . (29)
سؤال: در رادیو مدح ائمه طاهرین علیهم السلام با واقعه کربلا را با وزن و ساز و با لحن خوب می‏خوانند . آیا استماعش جایز است‏یا خیر؟
امام خمینی رحمه الله: اگر غنا و موسیقی نباشد مانع ندارد . (30)
سؤال: هیئتهای نوازنده و کسانی که درمراسم تشییع جنازه شهداء موزیک عزا می‏زنند، از لحاظ شرعی چه حکمی دارد؟ و آیا خرید و فروش آن لوازم حرام است‏یا خیر؟
امام خمینی رحمه الله: خرید و فروش آلات لهو حرام است و موسیقی مطرب جایز نیست و صداهای مشکوک مانع ندارد . (31)
سؤال: آیا زدن طبل و شیپور در تعزیه حضرت سیدالشهداء علیه السلام جایز است‏یانه؟
امام خمینی رحمه الله: اگر از آلات لهو و لعب نباشد و وهن بر مذهب هم نشود مانع ندارد . (32)
سؤال: آیا در عزاداری سیدالشهداء استفاده از طبل و دهل جایز است؟
آیت الله فاضل لنکرانی: استفاده از آلات لهو و لعب حرام است ولی طبل و دهل و امثال آن جزء این آلات نیست . (33)
احکام عاشورا
1- روزه روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد روز عرفه است‏یا عید قربان مکروه است . در روایت آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: بنی امیه نذر کردند که اگر موفق به قتل امام حسین علیه السلام شوند، روز شهادت او را جشن بگیرند و مبارک بشمارند و روزه بگیرند و روزه در آن روز سنت آل امیه است، لذا ائمه اطهار علیهم السلام به جهت مخالفت‏با این طایفه تبهکار و عدم هماهنگی با آنان، روزه عاشورا را نهی کردند . (34)
2- در روز عاشورا مستحب است که انسان تا عصر بدون قصد روزه از خوردن و آشامیدن خودداری کند . (35)
3- بسیار مناسب است که در روز عاشورا کار و کسب تعطیل شود، مگر در حد ضرورت .
امام رضا علیه السلام فرمود: «من ترک السعی فی حوائجه یوم عاشورا قضی الله له حوائج الدنیا و الاخرة; (36) کسی که کار و تلاش برای برآوردن حوائج‏خود را در روز عاشورا ترک کند، خداوند نیازهای دنیا و آخرت او را برطرف می‏سازد .»
سؤال: در ایام سوگواری امام حسین علیه السلام نماز مقدم است‏یا عزاداری؟
آیت الله فاضل لنکرانی: بهتر آن است که نماز را مقدم دارند، همانطور که امام حسین علیه السلام روز عاشورا هنگام ظهر نماز ظهر اقامه کردند . (37)
پی‏نوشت‏ها:
1) استفتائات امام خمینی، ج‏2، ص 28 و استفتائات جدید آیت الله مکارم، ج‏1، ص 158 .
2) هزار و یک مسئله، آیت الله نوری همدانی، ج‏2، ص 180 .
3) هزار و یک مسئله فقهی، ج‏2، ص 40 .
4) استفتائات امام خمینی، ج‏3، ص 580 .
5) جامع المسائل، ج‏1، ص 619، س 2162 .
6) همان، ص 625، س 2183 .
7) استفتائات جدید، ج‏1، ص 158، س 57 .
8) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج‏2، ص 28، س 72 .
9) جامع المسائل، ج‏1، ص 623، س 2173 .
10) همان، س 2179 .
11) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج‏2، ص 28، س 71 و ج‏3، س‏44 و 40 و 47 و 33 .
12) جامع المسائل، ج‏1، س 2165 .
13) مجمع المسائل، ج‏1، ص 559، س 77 .
14) احکام خانواده، عبدالرحیم موگهی، طبق فتوای امام خمینی رحمه الله، ص 336 .
15) جامع المسائل، آیت الله فاضل لنکرانی، ج‏1، س 2166 و جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج‏2، ص 132 .
16) اجوبة المسائل، ص 365 .
17) جامع المسائل، ج‏1، ص 621، س 2170
18) جامع الاحکام، آیت الله صافی، ج‏2 ، ص 130، س 1590; هزار و یک مسئله، آیت الله نوری همدانی، ج 2، ص 180، س 602 .
19) جامع الاحکام، ج‏2، ص 130، س 1591 .
20) اعیان الشیعه، ج‏10، ص 363 .
21) فتاوی العلماء والاعلام فی تشجیع الشعائر الحسینیه .
22) استفتاءات، ج 3، ص 581، س‏38 .
23) بیانات رهبری و استفتائات آیات عظام پیرامون عزاداری عاشورا، ص 35 .
24) همان، ص 42 .
25) همان، ص 35 .
26) جامع المسائل، ج‏1، ص 623، س 2172 .
27) هزار و یک مسئله، ج 2، ص 179، س 597 .
28) مکاسب محرمه، رحلی، ص 39 .
29) منتهی الامال، ج‏1، ص 468، آخر زندگی امام حسین علیه السلام .
30) استفتائات امام خمینی رحمه الله، ج‏2، ص 16، س 36 .
31) همان، ص 18 .
32) همان، ج‏3، ص 583، س 45 .
33) جامع المسائل، ج‏1، ص 623، س 2174 .
33) تحریر الوسیله، ج‏1; جواهر، ج‏7، ص 107 .
35) توضیح المسائل مراجع، ج‏1، ص 906 .
36) عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ص 268 .
37) جامع المسائل، ج‏1، ص 623 .



احکام عزاداری

عزاداری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) و امامان معصوم (ع) نیز همچون سایر اعمال انسان از منظر فقه شیعه دارای احکامی است که باید رعایت شود. این احکام در زمینه هایی همچون احکام اموالی که صرف چنین مجالسی می شود، احکام مکانهایی که این مجالس در آنها برگزار می شود، احکام شنیدن صدای عزاداری زنان توسط مردان نامحرم ، احکام صدمه زدن به بدن در اثر سینه زدن، زنجیر زدن، قمه زدن و.... می باشد.

فرهنگ عاشورا، آسیب‏ها و تحریف‏ها2


منابع مقاله:
هفته‏نامه پگاه، ش 155و157، اسفند 83 و فروردين 84، علی آقاجانی قناد؛


نويسنده محترم در اين مقاله ابتدا به طرح و بررسی ريشه‏ها و عوامل ايجاد و گسترش تحريف و آسيب‏های مسئله قيام حسينی و عزاداری پرداخته است از جمله:
1. دگرگونی فضای اجتماعی و تغيير در گفتمان عاشورا: از باب نمونه، از اواخر جنگ به اين سو، به تدريج با فروکش کردن تکاپوی انقلابی، گفتمان عاشورا به تدريج و در مراتبی، غيرحماسی و غيرسياسی شد. به هر روی در هر دورانی به تبع جامعه، فرهنگ عاشورا سياسی و غيرسياسی می‏شود و ابعاد ديگر آن مورد غفلت قرار می‏گيرد و نيز تحريف‏های لفظی و معنوی بر اساس گفتمان رايج زمان در آن صورت می‏گيرد.
2. تبيين نشدن فلسفه صحيح قيام: اين موضوع که خود يک تحريف معنوی عمده است، زمينه‏ساز بسياری از تحريف‏های لفظی نيز قرار می‏گيرد. شهيد مطهری از دو فلسفه‏تراشی انحرافی برای قيام اباعبداللّه‏ عليه‏السلام نام می‏برد: يکی اينکه شهادت امام حسين عليه‏السلام را کفاره گناهان امت و دوست‏داران عترت و هدف از قيام را، تنها آمرزش و شفاعت گناه‏کاران که ولايت و محبت آن حضرت را دارند دانسته‏اند. دوم، برخی‏ها شکلی الاهی و قدسی و آسمانی بدان بخشيدند و آن را در حد يک دستور خصوصی فروکاستند.
3. تمايل به اسطوره‏سازی و افسانه‏پردازی: شهيد مطهری اولين کسی است که اين عامل را به عنوان عوامل تحريف ياد می‏کند و نمونه‏هايی را برمی‏شمارد مانند کشته شدن سيصدهزار نفر از دشمنان توسط امام حسين عليه‏السلام و يا تعداد 25 هزار نفر به دست ابوالفضل العباس و... .
4. برخورد عاطفی صِرف با مقوله عزاداری: عاشورا علاوه بر داشتن بُعد عاطفی قوی، يک صحنه ديگری نيز دارد که سرشار از حماسه و زيبايی است و حسين عليه‏السلام و يارانش قهرمان آن‏اند. افراطِ در بُعد عاطفی، تحريف‏های لفظی و معنوی عاشورا را بيشتر می‏کند، مانند عروسی حضرت قاسم در کربلا و... .
5. جبر انگاری: ابن زياد خطاب به حضرت زينب می‏گويد: خدا را شکر که او شما را رسوا کرد. خدا را شکر که شما را کشت و خدا را شکر که ادعاهايتان را باطل ساخت. نمونه اين جبرگرايی را نسبت به حادثه عاشورا و منتسب نمودن آن به چرخ، فلک، روزگار، سرنوشت، تقدير و مانند اينها در اشعار شاعرانی چون محتشم کاشانی و وصال شيرازی و... می‏توان ديد.
6. نقش حکومت‏ها و تاريخ‏نگاران درباری: از باب نمونه می‏توان به اين تحريفات امويان اشاره کرد: شهادت امام حسين به قضای الاهی و خواست خداوندی است؛ چه پيش از شهادت و چه بعد از آن، امام را به عنوان فردی شورشی و طغيانگر بر ضد حاکمان مشروع معرفی می‏کردند؛ عيد اعلام کردن و جشن گرفتن روز عاشورا.
نمونه‏ای از تحريفات تاريخ‏نگاران عثمانی و اموی عبارت‏اند از: امام فردی جنگ‏طلب، خشونت خواه، خون‏ريز و تندزبان بود؛ امام دنياخواه و حکومت‏طلب بود؛ درخواست ملاقات و بيعت امام حسين با يزيد؛ تبرئه يزيد از قتل امام حسين و مقصر جلوه دادن عبيداللّه‏ بن زياد.
7. تعصب‏های بی‏جا و جمود فکری: مانند تعصب در نقل‏های تاريخی حوادث کربلا. جزم‏انديشی بر يک اعتقاد بی‏مبنا و تعصب به اجرای شيوه خاصی از عزاداری‏ها.
8. تمسک به روايات تسامح در ادله سنن: برخی‏ها برای توجيه نقل اخبار بی‏اعتبار و ضعيف در باب حوادث و مصائب و خصايل، به اين مسئله تمسک می‏کنند؛ درحالی‏که اين نظريه نادرست است؛ زيرا: اين مسئله تسامح در ادله سنن، در جايی است که روايتی ضعيف در کتاب‏های قدما و نزديک به عصر ائمه: وجود داشته باشد، نه مسائل جديدالاحداث؛ اين مسئله به حوزه ثواب و عقاب داشتن عملی مربوط است و معلوم نيست که بتوان آن‏را به ديگر حوزه‏ها، چون نقل وقايع تاريخی سرايت داد؛ اين مسئله مربوط به اخبار ضعيف است، نه اخبار موهون که موجب خدشه‏دار شدن مقام ائمه و مذهب می‏شود؛ در اصل بسياری از مصيبت‏های مشهور در زبان مداحان و روضه‏خوان‏ها، حتی به نقل ضعيف هم در کتاب‏های سيره و اصحاب مناقب نيامده است.
9. جمود تاريخی و گويا نشدن تاريخ.
10. سهل‏انگاری و تسامح منفی در به کارگيری روش‏ها.
11. هراس نخبگان از عوام يا عوام‏زدگی آنان.
12. تبديل عزاداری به عادت.
13. آميخته شدن فرهنگ‏های قومی و سرزمينی با عزاداری.
14. ضعف دانش و بينش عمومی.
نويسنده در بخش ديگری از نوشته خود به آسيب‏های عزاداری در زمان حاضر می‏پردازد: رواج دوباره برخی غلوها و خرافه‏ها؛ ترويج دگرباره ناهنجاری‏هايی مانند قمه‏زنی و زمين‏بوسی؛ چيرگی سليقه‏های شخصی و رواج زبان‏حال‏های بی‏ريشه و مبتذل؛ رواج سبک‏ها و اشعار غنايی ناهمخوان، مبتذل و تقليدی؛ رواج شيوه‏های ناموجه سينه‏زنی و زنجيرزنی؛ برتری شکل عزاداری‏ها بر محتوا و حقيقت آن؛ گسترش نامتناسب حضور موسيقی در مراسم سنتی عزاداری و سوء استفاده گروهی و جناحی و سياسی.
ايشان در ادامه مباحث خود، عوامل و زمينه‏های ايجاد آسيب‏های جديد را اين‏گونه برمی‏شمرد:
1. ورود فرهنگ مدرنيته به اجزای جامعه از جمله عزاداری‏ها: مراسم عزاداری که خود يکی از نهادهای فرهنگی و اجتماعی سنت است، در طول زمان از کنش‏های مستقيم و غيرمستقيم نهادهای مدرن مصون نمانده است. ازاين‏رو، دگرگونی‏هايی را هم در شکل و هم در محتوا به خود ديده است. از جهت محتوايی، مدرنيته دو تأثير بر جريان عزاداری و مداحی گزارده است: از يک سو، عدم اقناع قشر تحصيل‏کرده از مطالب مطرح شده و از سوی ديگر، مصرفی کردن، بی‏حوصلگی و تمايل به فشرده شدن مطالب و عدم تکافوی عزاداری سنتی در پاسخ به احساسات جوانان مدرن به ويژه کمترتحصيل‏کرده.
2ـ دوری از عالمان دينی و روحانيت: بی‏گمان هر چه جامعه، ارتباط کم‏تری با عالمان دينی که آبشخور اصلی ترويج مفاهيم و اعتقادات دينی‏اند، داشته باشند، به همان ميزان از آموزه‏های دينی فاصله می‏گيرند و باعث رشد آسيب‏های عزاداری می‏شود.


فرهنگ عاشورا، آسیب‏ها و تحریف‏ها


پدیدآورنده:علی آقا جانی قناد،
،
تحریف و آسیب‏ها متوجه هر پدیده اجتماعی و به ویژه تحریف مربوط به قیام حسینی و عزاداری، اساسا از بعد جامعه شناختی، معلول علت هایی در درون آن جامعه‏اند که شناخت درست آن‏ها، نخستین و شاید مهم‏ترین گام برای برخورد مناسب با آن باشد. از این رو، ما نیز در ابتدا باید به طرح ریشه‏ها و عوامل ایجاد و گسترش تحریف و آسیب‏ها متوجه موضوع مورد بحث بپردازیم. بنابراین، عوامل یاد شده را با طرح مثال‏هایی بدین صورت بر می‏شماریم:
1. دگرگونی فضای اجتماعی و تغییر در گفتمان عاشورا
یکی از آسیب‏هایی که به شدت متوجه فرهنگ عاشوراست، آسیبی است که از راه تغییرات زمانه به وجود می‏آید. از آن جا که فرهنگ عاشورا و عزاداری، سنتی اجتماعی در درون جامعه شیعی است، به ناچار ممکن است با تحول زمان، تغییر پذیرد. همین موضوع است که وظیفه اندیشوران و دل بستگان فرهنگ ناب عاشورایی را دو چندان می‏کند ؛ اگر چه بی نهایت کاری سخت و سترگ به شمار می‏آید. اگر نگاهی به ادبیات منثور و منظوم عاشورا در دوره‏های مختلف بیفکنیم، خواهیم دید که تا حدود بسیاری، رابطه‏ای متقابل و متعامل میان رویکردهای عاشورا با وضع اجتماعی ـ سیاسی ویژه هر دوره‏ای وجود دارد. فرضیه این نظریه آن است که دگرگونی شرایط وضعیت و منطق هر زمان، تأثیری عمیق بر نگرش غالبی مردمان آن عصر دارد و این تغییرات در سنت‏هایی اجتماعی به ویژه سنت‏های دینی چون فرهنگ عاشورا و عزاداری نقش به سزایی دارد. بر این اساس گفته می‏شود «دوره‏هایی که جامعه شیعی، جامعه سیاسی و کنش گرا از نظر اجتماعی است، قرائت و ادبیات عاشورا، صبغه‏ای سیاسی و فعال به خود گرفته و وجه مبارزه‏جویانه و حماسی عاشورا، شاخصه فرهنگ مکتوب یا شفاهی، منظوم یا منثور سیاسی می‏گردد و در شرایطی که به هر دلیل و سبب اجتماعی ـ تاریخی، جامعه شیعی غیر سیاسی و «پولیتیزه» می‏شود، وجه فاجعه بار، غم‏انگیز، سوگوارانه و منفعلانه عاشورا بر جسته می‏گردد.»(1) از این دست می‏توان در سده‏های نخست تاریخ شیعه، ادبیات حماسی و انقلابی شاعران حماسه سرای شیعی چون فرزدق، کمیت اسدی، سید حمیری و دعبل خزائی و مقتل‏هایی چون مقتل ابی مخفف و ارشاد را مشاهده کنیم.
در دوران آل بویه و سلجوقی، ادبیات عاشورا، غیر حماسی و غیر سیاسی می‏شود که در آثار سنایی، کسایی و قوامی رازی و نیز کتاب‏هایی چون اللهوف علی قتلی الطفوف می‏بینیم. در فاصله زوال ایلخانان تا تأسیس صفویه، شاهد سیاسی شدن جامعه شیعی و به تبع آن، حماسی شدن ادبیات عاشورا هستیم که ادبیات نهضت را رقم می‏زند.
با تبدیل شدن نهضت به نظام در دوران صفویه، بار دیگر قرائت غیر سیاسی و غیر حماسی از عاشورا برتری یافته، این وضعیت تا پایان دوران رضا خان ادامه می‏یابد. از شهریور 1320 تا اواخر جنگ تحمیلی ایران و عراق، دوباره رویکرد حماسی اوج می‏گیرد این رویکرد آثار کسانی چون امام خمینی (ره)، محمد تقی شریعتی، آیت الله کاشانی، آیت الله طالقانی، فدائیان اسلام، شهید مطهری، مهندس بازرگان، دکتر علی شریعتی است.
از اواخر جنگ به این سو، به تدریج با فروکش کردن تکاپوی انقلابی، گفتمان عاشورا نیز به تدریج و در مراتبی غیر حماسی و غیر سیاسی شد. البته این نظریه، به حتم نمی‏تواند تمامی مسایل مرتبط با فرهنگ عاشورا را توضیح دهد و پرسش‏هایی چند نیز در برابر آن، قابل طرح است. البته می‏توان آن را یکی از عمده‏ترین ـ و نه تمامی ـ عوامل تحریف‏زا دانست ؛ چرا که در هر یک از این دوره‏ها، که فرهنگ عاشورا به تبع جامعه، سیاسی و یا غیر سیاسی می‏شود، ابعاد دیگر آن مورد غفلت قرار می‏گیرد و نیز تحریف‏های لفظی و معنوی بر اساس گفتمان رایج زمان در آن صورت می‏گیرد. برای مثال در فضای سیاسی، همه ابعاد فرهنگ عاشورا، سیاسی، ایدئولوژیک و کار کردی شده و بر آن اساس تفسیر می‏شود. یا در فضای غیر سیاسی، این ابعاد به بعد عاطفی و احساسی فروکاسته می‏شود که هر یک از این دو رویکرد در بردارنده تحریف فرهنگ عاشورا است.
2. تبیین نشدن فلسفه صحیح قیام
یکی از عوامل بنیادین وقوع تحریف لفظی و معنوی و ورود آسیب‏های متعدد به ساحت فرهنگ عاشورا و عزاداری سید الشهدا (ع)عدم تبیین و تشریح آموزه‏های ناب عاشورایی و اهداف و فلسفه نهضت عاشورا در میان مردم است. این نقص متوجه نخبگان و دانشورانی است که مرجع توده مردم به شمار می‏آیند که به طور عمیق و همه جانبه در عاشورا اندیشه نکردند و به درستی به تشریح و تبلیغ آن نپرداختند؛ به تک بعدی نگری پرداختند یا میدان را به غیر اهل واگذاشتند. به همین سبب بود که فلسفه سازی‏های انحرافی در میان مردم و حتی در میان خواص رواج یافت و در ادبیات شعری و غیر شعری نیز تبلور یافت. این موضوع که خود یک تحریف معنوی عمده است، زمینه ساز بسیاری از تحریف‏های لفظی نیز قرار گرفت. شهید مطهری در این راه، از دو فلسفه تراشی انحرافی برای قیام ابا عبدالله (ع)نام می‏برد. نخست این که شهادت امام حسین (ع)را، کفاره گناهان امت و دوست داران عترت و هدف از قیام را، تنها آمرزش و شفاعت گناهکارانی که ولایت و محبت آن حضرت را دارند، دانسته‏اند.(2)
این تفسیر از قیام، کاملاً شبیه به برداشت مسیحیان از ـ به زعم خود ـ کشته شدن حضرت عیسی و بلکه رونوشتی از آن است. «مسیحیت بر این باور بود که همانطور که مردم در آسیب وضعی گناه شرکت دارند، یک نماینده از بشریت می‏تواند کفاره این گناه باشد... و عیسی کفاره آن آسیب را یک بار و برای همیشه محقق ساخت.»(3)
شهید مطهری با اشاره به این تفسیر، به نقد آن می‏پردازد و می‏گوید: «شهادت آن حضرت به عنوان کفاره گناهان امت واقع شد! امام حسین (ع)شهید شد که اثر گناهان را در قیامت خنثی کند و به مردم از این جهت آزادی بدهد. در حقیقت مقابل این عقیده، باید گفت امام حسین (ع)دید که یزیدها و ابن زیاد و شمر و سنان‏ها هستند، اما عده شان کم است ؛ خواست کاری بکند که بر عده این‏ها افزوده شود». «اباعبدالله که برای مبارزه با گناه کردن قیام کرد، ما گفتیم قیام کرد تا سنگری برای گنه کاران باشد. گفتیم حسین (ع)یک شرکت بیمه تأسیس کرد. بیمه چه؟ بیمه گناه. گفت ایها الناس! هر چه می‏توانید بد باشید من بیمه شما هستم».(4)
این تفسیر از دیر باز تا کنون در میان مردم رواج داشته و دارد و بخش قابل توجهی از ادبیات عاشورا را تشکیل می‏دهد و در اشعار، تعزیه‏ها، منبرها و... بازگو می‏شود.
در واقع این برداشت، برداشتی انحرافی و منحط از موضوع شفاعت ائمه اطهار به ویژه امام حسین (ع)است که به سبب عدم طرح درست و مناسب آن و آمیخته شدنش با عقاید و عادت‏های سطحی مردم، این چنین مسخ شده است. از این رو، نمونه‏های این تفکر را فراوان در ادبیات عاشورا مشاهده می‏کنیم:
فتحعلی شاه:
... بادا فدای خاک رهش صد هزار جان
چون کرد جان به امت عاصی فدا حسین(5)وصال شیرازی:
... دلی می‏خواست یزدان تا سرش زیب سنان گردد که در هنگامه محشر شفیع عاصیان گردد(6)یکی از تعزیه‏ها:
...برای عذر گناهان شیعه پدرم رضا شدم که به خون دست و پازند پسرم(7)سروش اصفهانی:
...بهر شفاعت گنه دوستان خویش
کردیم سینه را هدف تیر حادثات(8)همان طور که می‏نگریم، در این جا منطق قیام و شهادت، منطق فداست. امام حسین (ع)همانند مسیح فدا شده است تا امت را از ترس جهنم برهاند. همین و بس. بر این اساس است که خواب‏ها و نقل‏های عجیب واگویه و ساخته می‏شود. مانند این داستان که دزدی که کارش غارت کاروان‏ها بود، در سر راه قافله زایران کمین کرد، ولی خوابش برد و کاروان رفت. در همین حال خواب دید که او را به طرف جهنم می‏برند، ولی جهنم از پذیرش او امتناع می‏کند. علت آن نیز این بود که گرد و غبار زایران کربلا بر تن و لباس او نشسته است. سپس شعری نیز برای آن درست کرده‏اند که:
فان النّار لیس لمسّ جسما
علیه غبار زوار الحسین(9)تحریف دومی که در راستای بحث ما صورت گرفته، یک سره جنبه الهی و قدسی و آسمانی بدان بخشیدن و آن را در حد یک دستور خصوصی فروکاستن است. البته این در واقع، خارج ساختن اندیشه و رفتار امام حسین (ع)از چارچوب مکتب است که عدم قابلیت پیروی و بهره‏گیری را به همراه دارد و در نهایت، به عقیم سازی فرهنگ عاشورا می‏انجامد. وقتی قیام منحصر به امام (ع)شد، دیگر هیچ آموزه عام دیگر شمولی را نمی‏توان از آن به دست آورد. جهاد، امر به معروف ونهی از منکر، شهادت‏طلبی، مبارزه جویی و... دیگر قابلیت استنتاج از قیام را نمی‏یابد.
3. تمایل به اسطوره سازی و افسانه پردازی
تمایل بشر به افسانه‏پردازی و اسطوره سازی، از دیگر عوامل ایجاد و گسترش تحریف در تاریخ و فرهنگ عاشورا است. شاید شهید مطهری (ره) نخستین کسی باشد که این عامل را به عنوان یکی از عوامل تحریف بر شمرده است.
ایشان می‏گوید: «در بشر یک حس قهرمان پرستی هست که در اثر آن، درباره قهرمان‏های ملی و قهرمان‏های دینی افسانه می‏سازد... قسمتی از تحریفاتی که در حادثه کربلا صورت گرفته، معلول حس اسطوره سازی است. اروپایی‏ها می‏گویند در تاریخ مشرق زمین، مبالغه‏ها و اغراق‏ها زیاد است و راست هم می‏گویند».(10) شهید مطهری ابتدا به افسانه سازی‏هایی در مورد بو علی سینا و شیخ بهایی اشاره می‏کند که بو علی صدای چکش مسگرهای کاشان را از اصفهان می‏شنیده است.(11)
هم چنین داستان هرات و وجود 21 هزار احمد یک چشم کله پز را در آن مثال می‏آورد.(12) افسانه مجروح شدن پر جبرئیل در جنگ خیبر بر اثر اصابت ضربت شمشیر علی (ع)و دو نیم شدن کامل «مرحب خیبری» و نفهمیدن خودش،(13) رساندن تعداد لشکریان کوفه به ششصد هزار سوار و یک میلیون و ششصد هزار نفر پیاده (14)، 72 ساعت بودن روز عاشورا(15)، رساندن عدد کشته شده‏های به دست امام حسین (ع)را به سیصد هزار نفر و تعداد کشته‏های به دست ابوالفضل را به بیست و پنج هزار نفر و نیز کشته شدگان به دست بقیه یاران به 25 هزار نفر (16) و داستان حضور هاشم مرقال - که در جنگ صفین به شهادت رسید- در جریان کربلا (17)، از نمونه‏های اسطوره سازی و افسانه‏پردازی هستند.
این‏ها همه از حس اغراق، مبالغه گویی و شخصیت سازی در خصوص بزرگان سرچشمه می‏گیرد، به گمان این که با این کار، چیزی بر عظمت آن شخصیت می‏افزایند. شهید مطهری با دردمندی می‏گوید: «این حس اسطوره سازی خیلی کارها کرده است. ما نباید یک سند مقدس را در اختیار افسانه سازها قرار دهیم... ما وظیفه داریم حال برای هرات هر کس هرچه می‏خواهد بگوید، «ولی» آیا صحیح است در تاریخ حادثه عاشورا، حادثه‏ای که ما دستور داریم هر سال آن را به صورت یک مکتب زنده بداریم، این همه افسانه وارد شود؟»(18)
4. برخورد عاطفی صرف با مقوله عزاداری
شاید جدی‏ترین و اصلی‏ترین عامل ورود آسیب‏های متعدد در بنیاد و بنیان فرهنگ عاشورا، اکتفا نمودن به برخورد عاطفی صرف و دوری گزیدن از برخورد عقلانی با مقوله قیام و عزاداری باشد. این مسئله، سبب بروز تحریف وسیع لفظی و معنوی است که اندیشه اصیل عاشورایی و حسینی را به پژمردگی می‏کشاند.
بی شک در صحنه عاشورا، از سوی امام و یارانش، شاهد عاطفی‏ترین صحنه‏ها، و از سوی لشکریان کوفه، شاهد جنایت بارترین و دهشتناک‏ترین وقایع هستیم. از این رو، حادثه عاشورا، بعد عاطفی قوی ای دارد که از این جهت، می‏توان آن را یک تراژدی دانست. البته این تنها یک رویه از صحنه عاشوراست که در آن جنایت موج می‏زند. عاشورا صحنه دیگری نیز دارد که سرشار از حماسه و زیبایی است و حسین (ع)و یارانش قهرمان آن اند.
ولی در فرهنگ عامه، بیش تر شاهد حضور پر رنگ بعد تراژدیک عاشورا هستیم، به گونه‏ای که تا حدودی عرصه را بر بعد حماسی تنگ ساخته است .
آن چه بیش از همه در زبان مردم شنیده می‏شود، واژه‏های غریب، مظلوم، تشنه، بی کس و مانند این الفاظ است و تشنگی، بی آبی، بی یاری و غربت امام (ع)بسامد بالایی در فرهنگ عامیانه دارد.
البته منظور تخطئه کلی این مسایل نیست که این خود بعدی از ابعاد عاشوراست، بلکه منظور، غلبه این نوع نگرش بر ذهنیت توده مردم است که کم‏تر از این سطح گذر می‏کند.
این پرداختِ افراطیِ بعد عاطفی قیام، سازنده و پردازنده بیش‏تر تحریف‏های لفظی و معنوی فرهنگ عاشورا بوده است. جالب این است که این تفکر، با تناقضی آشکار و جدی رو به روست. از سویی، امام را به تمامی آسمانی و ملکوتی معرفی می‏کند و از سوی دیگر، هنگام مقایسه، امام را به تمامی فرهنگ عامیانه خود محک می‏زند و آن حضرت را همانند یکی از افراد این فرهنگ می‏انگارد. از این روست که بسیار گفته می‏شود عزاداری امام حسین علیه‏السلام، به دلیل تسلای خاطر حضرت زهرا (ع)است؛ چون ایشان همیشه در بهشت بی‏تابی می‏کند و هزار و چهار صد سال است که آرام ندارد.
شهید مطهری رحمه الله با تندی به این ایده می‏تازد و می‏گوید:
آیا این حرف مسخره نیست. بعد از هزار و چهار صد سال، هنوز حضرت زهرا (س)احتیاج داشته باشد، در صورتی که به نص خود امام حسین (ع)به حکم ضرورت دین، بعد از شهادت امام حسین علیه السلام، ایشان و حضرت زهرا (س)نزد یکدیگرند. مگر حضرت زهرا (س)بچه است که بعد از هزار و چهارصد سال هنوز بر سر خود بزند(19).
بر این اساس، عزاداری، نوعی خدمت و تسلای خصوصی و عاطفی شمرده می‏شود. نکته دیگری که به جهت سیطره روح عاطفی صرف پدید می‏آید،این است که امام حسین علیه‏السلام فرد بی تقصیر، بی یار، مظلوم و بی پناهی نمایانده می‏شود که به طرز فجیعی به دست ظالم ها و اشقیا به شهادت رسیده و از دست رفته و به قول شهید مطهری نفله شده است.(20) بنابراین، باید بر امام از دست رفته گریست و عزاداری کرد .همان طور که گفته شد، عمده تحریف لفظی نیز در همین راستا به وجود آمده است. چون غرض این است که بر امام حسین (ع)که بی جهت کشته شده و هنگام شهادت، مادر نیز نداشته است، بگرییم. از این رو، روضه او هر چه جان سوزتر و دل گدازتر بیان شود، به این هدف نزدیک‏تر است و دل مادرش حضرت زهرا را بیش‏تر شاد و خنک می‏کند.
جعل داستان عروسی حضرت قاسم در روز عاشورا، باید در همین راستا ارزیابی شود؛ چون داستان عروسی داماد سیزده ساله‏ای که پس از عروسی، هدف شمشیرها قرار می‏گیرد و کشته می‏شود و سر از پیکرش جدا می‏گردد، بسیار جان‏سوز خواهد بود.
داستان عروسی قاسم (ع)برای نخستین بار در روضة الشهدای کاشفی آمده است(21) و منتخب طریحی (22) نیز آن را نقل کرده و از آن پس، به دلیل همین بعد قوی عاطفی و اشک گیر، به شدت رواج یافته است، به طوری که برای قاسم (ع)حجله عروسی ساختند و در وسط عزاداری نقل پخش می‏کردند. این قصه حتی در اشعار فارسی نیز نمود داشته است. عمان سامانی که یکی از عالی‏ترین منظومه‏های عاشورایی را سروده است نیز از این تحریف مصون نمانده و با مهارتی شگفت، داستان جعلی عروسی قاسم را با این شعر تصویر کرده است:
باز دارم راحت و رنجی به هم
متحد عنوانی از شادی و غم
ناپرور نو عروسی هست بکر
مر مرا در حجله ناموس فکر
... آن چه قاسم را زهستی بود نقد مر عروسش را به کابین بست عقد(23)نمونه دیگر، داستان حضور لیلا؟ در کربلاست که بنابر نظر شهید مطهری، هیچ سندی ندارد.
از همین منظر، می‏توان داستان حضور حضرت زهرا(س) بر بالین ابالفضل (ع) هنگام شهادت آن حضرت و گفتن این سخن را که اگر مادرت نیست، من هستم، جعلی دانست ؛ زیرا در هیچ کتابی حتی کتاب‏های مجهول نیز نیامده است. داستان حضرت رقیه نیز در همین راستا بسیار جالب توجه است.(24)
از دیگر موارد، می‏توان به ترسیم چهره حضرت عباس (ع) بدون دست در همه نقل خواب‏ها و منبرها اشاره کرد. شهید مطهری از همین قماش، داستانی نقل می‏کند که زنی را که در زمان متوکل به زیارت امام حسین (ع) رفته بود، به دریا انداختند. او فریاد زد یا ابالفضل، آن گاه سواری آمد و گفت رکاب اسب مرا بگیر. زن گفت چرا دستت را دراز نمی‏کنی؟ پاسخ داد که من دست در بدن ندارم.(25) یا آن که همیشه حضرت زهرا در خواب‏ها و مکاشفات به صورت قد خمیده و دست بر پهلو تصور می‏شود.
افسانه هایی چون آب خواستن امام حسین (ع) در پای منبر علی (ع) و آب آوردن ابالفضل (ع) و داستان فاطمه صغرا نیز از همین دست به شمار می‏آید.
هم چنان که ملاحظه می‏شود، در این جعل‏ها و تحریف‏ها، مؤلفه‏هایی حضور دارند که موجب عاطفی شدن هر چه بیش‏تر عزاداری و گریه بیش‏تر می‏شود و برای مثال، عطش و آب و یا حضور و عدم حضور مادر، سبب پر و بال دادن و پروراندن این گونه تحریف‏ها و جعل‏ها گشته و می‏گردد. در حالی که اگر از برخورد عاطفی صرف پرهیز و با تاریخ و حوادث عاشورا برخورد عقلانی گردد؛ یعنی این مطالب در ترازوی عقل سنجیده شود، بسیاری از این تحریفات روی نمی‏دهد. این موضوع، هم در ارزیابی متون قیام عاشورا و شهادت امام حسین (ع) قابلیت بهره‏گیری دارد و هم در شنیده‏های عزاداری. آن که بر سرش تیغ و قمه می‏زند یا با زنجیر گران، پشتش را مجروح می‏کند، با این نیت که هم چون حسین و یارانش باشد، اگر نیک بنگرد که شرایط حسین (ع) چگونه بود، در خواهد یافت که در آن گونه شرایط است که باید چنین کند.
5.جبر انگاری
جبر نگری درباره قیام، یکی از عوامل وقوع تحریف و ورود آسیب‏ها در حوزه فرهنگ عاشورا و عدم بهره بردن و تعمیم آن است. جدای از سابقه طولانی جبرانگاری و تقدیر گرایی در تفکر دینی ـ اجتماعی مردم که در فرهنگ منثور و منظوم آنها تبلور نیز یافته، باید از تلاش امویان در ترویج جبر گرایی به طور عام و تعبیر جبری حادثه عاشورا به طور خاص، یاد کرد. اولین سخن ابن زیاد در هنگام مواجهه زینب کبری (س) این بود:
خدا را شکر که شما را رسوا کرد. خدا را شکر که شما را کشت و خدا را شکر که ادعاهایتان را باطل ساخت.(26)
منطق ابن زیاد در اینجا، به طور کامل، جبر گرایانه است. او می‏خواهد شهادت امام حسین(ع) را، به تقدیر و خواست خدا حواله داده، بدین ترتیب، خود را مبرا و مقرب درگاه خدا جلوه دهد. به همین سبب است که شهید مطهری، منطق جبرگرایی را، منطق ابن زیاد می‏شمارد.(27) در واقع این چنین است که اولین گام تحریف، به وسیله قاتلان و جانیان برداشته می‏شود.
البته با کمال تأسف در طول تاریخ، این روحیه جبری نگری، تا حدود بسیاری در فرهنگ مردم نهادینه شد؛ به طوری که در شعر و فکر بسیاری از شاعران و مرثیه سرایان نیز راه یافت. نمونه‏های این جبر گرایی را نسبت به حادثه عاشورا و منتسب نمودن آن به چرخ، فلک، روزگار، سرنوشت، تقدیر و مانند اینها، در اشعار شاعرانی چون محتشم کاشانی و وصال شیرازی و بسیاری دیگر از شاعران به ویژه در تعزیه‏ها می‏توان تماشا کرد:
محتشم کاشانی:
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده‏ای
وزکین چه‏ها در این ستم آبادی کرده‏ای (28)وصال شیرازی:
ای چرخ از کمان تو تیری رها نشد
کازاده‏ای نشان خدنگ بلا نشد(29)یا در تعزیه‏ها می‏شنویم که:
ای چرخ بر حسین جفایی شماره کن ای بی‏وفا جفای پیاپی شماره کن(30)یا:
«فلک خراب شوی بی بردارم کردی».
نیز:
«فلک چه خاک نشاندی تو بر سر زینب چرخ بر چیده، بساط عزت ما از جفا»و دیگر اشعار و قطعاتی که همه، حادثه را به سر نوشت و قضای روزگار حواله می‏دهد. نتیجه این جبری گرایی، تسلیم و وادادگی است که به طور کلی و به لحاظ ماهیت با مفهوم «رضا» در فرهنگ اصیل اسلامی متفاوت است. تسلیم و رضای جبرگرایانه، کاملا منفعل است و اندیشه و عمل آدمی را فلج می‏سازد و میوه آن، ذلت‏پذیری، بی اندیشه بودن و بی طراوتی، و نیز توجیه اینها با پیش کشیدن جبر است.
این جبر نگری، هم چون زهری در درون فرهنگ عاشورا بوده است و آن را به رکود، سکون، انفعال و جمود کشانده است. بر این اساس، درس آموزی و پندگیری از این واقعه و بسان حسین(ع) و زینب(س) عمل نمودن، چندان معنایی نمی‏یابد.
6.نقش حکومت‏ها و تاریخ نگاران درباری
یکی از موضوع‏های تحریف‏شناسی عاشورا، شناخت نقش حاکمان جور، به ویژه امویان در تحریف واقعه عاشورا و از سوی دیگر، تحریف‏هایی است که از طرف تاریخ نگاران طرفدار مکتب عثمانی، اموی و تأثیر پذیرفتگان از آنها به وجود آمده است. نخستین انحرافی که امویان می‏خواستند به وجود آوردند، آن بود که شهادت امام حسین (ع) را به قضای الهی و خواست خداوندی نسبت دهند و خود را مبرا سازند. گفتار ابن زیاد با زینب کبری (س) در همین جهت است.
تحریف دوم آن بود که امویان، چه پیش از شهادت و چه پس از آن، کوشیدند تا امام (ع) را به عنوان فردی شورشی و طغیانگر بر ضد حاکم مشروع مسلمانان بنمایانند که مرتکب گناه بزرگ، یعنی خروج بر امام مسلمین شده و از این رو، خون او مباح است. تمام سعی امام (ع) نیز از ابتدای حرکت تا پایان آن، بر این است که با سخنرانی‏های افشاگرانه و روشنگر، این اتهام و تبلیغ را خنثی کند و مسیر خود را به درستی بشناساند.
تحریف دیگری که امویان بر گسترده ساختن ابعاد آن می‏کوشیدند، عید اعلام نمودن و جشن گرفتن روز عاشورا بود. برای این منظور، گفتند که عاشورا، روزی است که کشتی نوح بر زمین نشسته یا روزی است که فرعونیان در رود، غرق شدند. در حالی که اصولا عید گرفتن این روز و روزه گرفتن آن، به یهود باز می‏گردد که این روز را «عید عاسور» نام گذاشته بودند. به همین سبب است که در زیارت عاشورا می‏خوانیم: اللهم ان هذا یوم تبرکت به بنو امیه و ابن آکلة الاکباد. البته در برابر این موضوع امامان شیعه نیز موضع‏گیری کرده، و روزه گرفتن این روزها را ممنوع ساخته و آن را روز حزن و اندوه نام نهادند.
اما از سوی تاریخ نگاران عثمانی و اموی نیز تحریفاتی در متن و هدف نهضت عاشورا اتفاق افتاد که نمونه هایی از آن را در مکتب تاریخ نگاری در شام و ایران و برخی دیگر از تاریخ نگاران مشاهده می‏کنیم. نمونه هایی از این تحریف‏ها را بر می‏شماریم:
نخست آن که کوشیدند چهره‏ای از حسین بن علی (ع) تصویر کنند که بر اساس آن، امام فردی جنگ طلب، خشونت خواه، دوست دار خون ریزی و تند زبان بوده است و طبیعی است که قتل چنین فردی، می‏تواند روا و جایز باشد.
تحریف دیگر، آن است که امام (ع) را دنیا خواه و حکومت طلب و قیام وی را، برای به دست آوردن دنیا و امارت معرفی کرده‏اند، به طوری که کسانی چون عبدالله بن عمر، امام را از پی دنیا بودن باز می‏دارند.
تحریف دیگر، در خواست ملاقات و بیعت امام حسین(ع) با یزید است که در مکاتبه عمر بن سعد با عبیدالله بن زیاد به نقل از امام (ع) آورده شده و در تاریخ دمشق ابن عساکر و در کتاب‏هایی چون تاریخ ابن کثیر، ذهبی و دیگران گزارش شده است، در حالی که هم به لحاظ عقلی و هم تاریخی قابل خدشه است.
تحریف مهم دیگری که از سوی این تاریخ نگاران صورت پذیرفته است، تلاش برای تبرئه یزید از قتل امام حسین(ع) و مقصر جلوه دادن عبید الله بن زیاد به تنهایی است، به طوری که از گریه یزید بر امام حسین (ع)، نفرین و لعن ابن زیاد، مهربانی او با اسیران و اظهار ناخشنودی یزید از کشته شدن امام حسین (ع) سخن گفته‏اند.البته این سخنان نیز به دلایل تاریخی معتبر دیگری که خود این گروه نیز نقل کرده‏اند، از نظر عقل و نقل قابل خدشه است.
دلایل تاریخی ای چون بیعت خواستن یزید از امام و فرمان شدید او به حاکم مدینه ، مکاتبات میان ابن زیاد با یزید، چوب زدن یزید بر دهان مبارک امام حسین (ع)و اشعار او در این هنگام، آویختن سرهای شهیدان بر دروازه‏های شام به مدت سه روز، همگی نشان دهنده نقش کلیدی یزید در شهادت امام حسین (ع)و عوام فریبی‏های او پس از آن است. ضمن آن که احوالات کلی یزید و کارهای زشت او، مانند فاجعه حرّه واقم و هجوم به مکه، تردیدی در این مسأله باقی نمی‏گذارد.
تحریف مهم دیگری که از سوی ابن خلدون و پوشش تحلیل تاریخی صورت گرفته و باید آن را تحریفی معنوی به شمار آورد، آن است که عدم موقعیت‏سنجی و حرکت شکست خورده رابه امام نسبت می‏دهد و در واقع، روح و هدف قیام آن حضرت را به چالش می‏کشاند.
7. تعصب‏های بی جا و جمود فکری
تعصب‏های بی جا و خشک مغزی، تباه‏گر اندیشه و فکر است و همین مسأله، از دلایل وقوع تحریف در حماسه حسینی است .
این موضوع ،از چند بعد قابل تبیین است: از یک منظر، تعصب در نقل تاریخ، که چنان چه موافق یا خلاف موضوعی باشد، در همان مسیر حرکت کرده و به پردازش دروغ یا حذف قسمت هایی از تاریخ انجامیده است. مثال آن، برخورد تاریخ نگاران عثمانی و اموی با قیام امام حسین (ع)از سویی، و ساختن نقل قول‏ها و حکایات و روایاتی برای افزودن بر عظمت قیام عاشورا، به وسیله برخی تاریخ نویسان و مقتل نگاران از سوی دیگر است .
جزم اندیشی نیز قسم دیگری از آن است. برای مثال، تعصب بسیاری از مردم در خصوص فدا شدن امام حسین (ع)برای شفاعت گناهان دوست داران آن حضرت و نهادینه شدن آن در میان مردم، به طوری که هیچ سخنی را در این موضوع نمی‏پذیرند و گوینده آن را سر زنش می‏کنند، از این دست تعصبات است .
قسم دیگر، تعصب به اجرای شیوه خاصی از عزاداری است که ممکن است برای برخی به صورت رسم و سنت در آمده باشد و هر چه دیگران بابیان و دلایلی آن را نکوهش می‏کنند، باز به دلیل همان تعصب و خشک مغزی حاضر به قبول آن نیستند و بر آن اصرار می‏ورزند، مانند مسأله قمه زنی .
8. تمسک به روایات تسامح در ادله سنن
در بسیاری موارد، وقتی به کسانی که اخبار و روایات مجعول و نادرست نقل می‏کنند اعتراض می‏شود، در پاسخ، به روایات تسامح در ادله سنن استناد و تمسک می‏کنند؛ یعنی این افراد، نوعی دلیل فقهی برای آن چه می‏گویند و می‏نویسند، می‏آورند. اما باید دید که واقعیت مطلب چیست ؟
توضیح این که روایاتی داریم مبنی بر این که: «هر کس بشنود یا به او برسد که برای عملی ثوابی قرار داده‏اند و آن عمل رابه امید رسیدن به آن ثواب به جای آورد، آن ثواب رابه او خواهد داد، هر چند پیغمبر (ص) آن را نفرموده باشد».
براین‏اساس ،سیره علما، بر نقل اخبار ضعیف و ضبط روایات غیر صحیح در ابواب فضایل، قصص و مصایب و در یک کلام مسامحه در این مقام است ؛ چنان چه شیخ مفید در تمام ابواب مربوط به حالات ائمه، اخبار را با سند نقل می‏کند، به جز باب مقتل ابی عبد الله (ع) البته اگر نگوییم که این موضوع، کلمه حقی است که باطل از آن اراده شده، دست کم کلمه حقی است که از آن برداشت نادرست شده است. دلایل این مسئله نیز چنین است:
1. اساسا این موضوع در جایی است که روایتی ضعیف در کتاب‏های قدما و کسانی که نزدیک به عصر ائمه بوده‏اند، وجود داشته باشد ؛ نه آن که جدید الاحداث و ساخته امروزیان باشد.
2. این مسئله، به حوزه ثواب و عقاب داشتن عملی باز می‏گردد و چندان مشخص نیست که بتوان آن را، به حوزه‏های جدید دیگر چون نقل وقایع تاریخی سرایت داد. چرا که بررسی تاریخ روش خاص خود را دارد.
3. روایت ضعیف، روایتی است که سلسله راویان یا بعضی از آنها فاسق باشند، یا برای خبر، سلسله سندی وجود نداشته باشد، و یا یکی از راویان ذکر شده باشد. ولی در نقل روایت ضعیف هم، می‏باید نخستین نقل کننده خبر ثقه باشد، تا بتوان اخبار ضعیف او را در حوزه مستحبات و مکروهات، به دیده قبول نگریست. بنابراین، چنین نیست که از هر کسی، اگر چه دروغگو، از هر کتابی، اگر چه بی پایه، و از هر کجا، اگر چه بر دیوار مسجد، بتوان روایتی را نقل کرد.
4. بحث در این جا، در خصوص اخبار ضعیف است و تعریف اخبار ضعیف هم مشخص است؛ ولی روایات تسامح در ادله سنن، به هیچ روی اخبار موهون را در بر نمی‏گیرد. اخبار موهون، اخباری است که موجب خدشه دار شدن ائمه یا مذهب می‏شود. بسیاری از روضه‏ها و نقل‏های مورد نظر ما، نه ضعیف، که موهون هستند و نقل اخبار موهون جایز نیست!
5. در نقل روایات ضعیف نیز باید توجه داشت که آنها را با اصول استنباط اسلامی و روایات صحیح و کلیات دینی تعارض نداشته باشند.
6. مشکل و مسئله امروز و دیروز ما این است که بسیاری از مصیبت‏های مشهور در میان مداحان، روضه خوانان و مردم، در کتاب‏های سیره و اصحاب مناقب، حتی به نقل ضعیف هم نیامده و از مصیبت‏ها و نقل‏های ساختگی به شمار می‏آیند.
9. جمود تاریخی و گویا نشدن تاریخ
ابن خلدون می‏گوید:
یکی از اسباب دروغ، عجز از تطبیق اوضاع و احوال با رویدادهاست.
بر این اساس، می‏توان یکی از عوامل تحریف واقعه را جمود در تاریخ و گویا نشدن آن به وسیله تحلیل گران شایسته و آگاه تاریخ دانست. عدم بازپروری داده‏های تاریخی، توسط آگاهان به آن در حوزه‏های گوناگون معارف، دو آفت عمده را در پی دارد: ایستایی، رکود و جمود در تاریخ که موجب عدم انتقال ذهنی و عینی از گذشته به حال و عدم بهره‏گیری مناسب از آن می‏شود که نتیجه این مسئله، پوسیدگی از درون و نیز عدم آزادگی است و دوم، بهره‏گیری و تفسیر نادرست تاریخ، به وسیله تحلیل گران بی مایه یا مغرض است که به انحراف آن می‏انجامد.
یکی از عوامل تحریف در فرهنگ عاشورا نیز، همین موضوع بوده و هست.
بنابراین، همواره باید ژرف نگران، بر اساس آگاهی از زمان و همه جانبه‏نگری، با تکیه بر داده‏های صحیح و پالایش پیرایه‏ها و اطلاعات دقیق و عمیق، به بازپروری، باز سازی و استخراج مفاهیم نوین و استنتاج آموزه‏های جدید برای توان‏مند ساختن فرهنگ عاشورا و عزاداری دست زنند تا از گزند جمود و خمود رهایی یابد.
10. سهل انگاری و تسامح منفی در به کارگیری روش‏ها
تفکری که امرزه وجود دارد و در گذشته با شدت بیش‏تری جریان داشته، این است که مسایل مربوط به عزاداری سیدالشهدا (ع)و روش‏های به کار گرفته شده در آن را، تافته‏ای جدا بافته از مجموعه مسایل دینی می‏داند. از این رو، انجام آن به هر گونه‏ای، درست است و ثواب دارد و احکام موضوعات عبادی بر آن حمل نمی‏شود بنابراین، ریا، دروغ و... چنان چه در راه ترویج و تقویت عزاداری ابی عبد الله (ع)باشد، بی‏اشکال است. به طور قطع ما هیچ سند دینی که بر این مسأله دلالت داشته باشد، نداریم. به نظر می‏آید که بیش‏تر گذری روان شناختی از برخی روایات عزاداری بدین مسأله باشد که به واسطه برداشت اشتباه یا مغرضانه صورت گرفته است. برای مثال ،در روایتی از امام صادق (ع)آمده است.
... هر کس در مرثیه حسین (ع)بیتی بخواند، پس بگرید- و به گمانم فرمود - یا خود را شبیه گریه کنندگان کند، پس بهشت برای اوست.
برداشت نادرست از این نوع روایات - که کم هم نیست - موجب شد تا آن را امری غیر عبادی و توصلی (از نظر فقهی) بپندارند و هر نوع عزاداری و گریاندن و گریستن را جزء آن به شمار آورند. برخی دیگر نیز از همین نظر گاه، آن را خارج از دایره احکام دینی به شمار آوردند و در حوزه مسایل عشق قلمداد کردند؛ چنان چه یکی از عالمان دینی اصفهان نیز گفته بود:
این کار، کار عشق است ؛ ربطی به دین ندارد.
مرحوم سید عبد الحسین شوشتری، از منظری فقهی به کالبد شکافی مسأله عبادی بودن عزاداری پرداخته و طرح توصلی بودن عزاداری را، شبهه‏ای برای گمراهی عوام دانسته است. وی دلایل تعبدی بودن امر عزاداری را، اجماع بر شرط بودن نیت در صحت و درستی آن، اصالت تعبدی بودن هر امر مأثور، استقرای تام در تعبدی بودن اعمالی از این قبیل، مانند گریه از ترس خدا و شمرده شدن عاشورا در زمره ده عملی که همه آن‏ها تعبدی هستند، بر می‏شمارد. .وی سپس به پاسخ این شبهه که ممکن است هر دو امر توصلی و تعبدی در عزاداری جمع شده باشد، از این رو رعایت شرایط تعبدی بودن آن لازم نیست، می‏پردازد و آن را مردود می‏داند؛ چرا که بر این اساس ،تمام عبادت‏های باطل، مطلوب و مشروع می‏گردد. آن گاه می‏نویسد:
این توهم فاسد باعث شده برای توصل به حصول ابکاء و بکاء و ایجاد آن، به هر وسیله‏ای متوسل شود ولو به منکرات و محرمات و بدعت‏هاو...و حال آن که عقوبت و مجازات معصیتی که در ضمن طاعتی انجام شود، مضاعف است؛ نه این که معفو باشد، چنان که امام (ع) می‏فرماید: «اطاعت خدا نمی‏شود از آن جهت که معصیت او می‏شود»
آری به سبب همین تسامح نارواست که گاه برخی عزاداری‏ها، به مجمعی از گناهان و سخنان و رفتارهای نامطلوب تبدیل می‏شود و آن چه ناسزاست، سزاوار شمرده می‏شود. توجیه آنان نیز این است که «برای امام حسین باشد؛ ایرادی ندارد» ؛ یعنی به طور دقیق نگرش «هدف، وسیله را توجیه می‏کند» نمود می‏یابد و به قول شهید مطهری، می‏گویند الغایات تبررّ المبادی ؛ نتیجه‏ها، مقدمات را تجویز می‏کند، در حالی که اگر هدف مقدس و مشروع است، باید وسیله‏ها نیز مقدس و مشروع باشند؛ چرا که به طور حتم، اگر وسایل نامقدس و نامشروع باشند، در دراز مدت نتیجه معکوس خواهد داد و بیش‏تر به هدم آن هدف خواهد انجامید.
با کمال تأسف باید گفت که این انگاره، در ذهن، اندیشه و عمل برخی عالمان دینی و بسیاری از واعظان، روضه خوانان، مداحان و مردم وجود داشته و هنوز نیز وجود دارد. نمونه آن، واقعه سازی هایی است که درباره رقیّه صورت می‏گیرد.
در حالی که در وجود شخصیتی به نام رقیه تردید وجود دارد ؛ برای وی از مدینه تا خرابه شام، تاریخ و مصیبت ساخته می‏شود. یا زبان حال هایی که به جز نارسایی و تحریف مفهومی، تحریف تاریخ و جعل آن نیز، به شمار می‏آید و به تدریج، به صورت واقعه و اصل تاریخی می‏آید ؛ مانند آمدن حضرت زهرا بر بالین ابالفضل (ع) نیز در اجرای مداحی‏ها، روضه‏خوانی‏ها و دسته‏ها، هر نوع شیوه‏ای به کار برده می‏شود و آنگاه با نام حسین (ع) توجیه می‏شود.
11. هراس نخبگان از عوام یا عوام زدگی آنان
از جمله عواملی که در گسترش و شیوع تحریفات و آسیب‏های عزاداری و رشد و نهادینه شدن آنها نقش داشته، سکوت یا تأیید و حمایت نخبگان دینی از این گونه مسایل بوده است. نقش و وظیفه اندیشمندان، آگاهان، بزرگان و نخبگان جامعه، به ویژه نخبگان دینی آن است که فراتر از درک عامه مردم، واقعیت‏های سطحی و زیرین جامعه را بشناسند، عوامل رشد و انحطاط را دریابند و به موقع و با روش مناسب، از خود واکنش نشان دهند. اگر همین نخبگان، به هر جهت از انجام وظیفه خود بازمانند، کوتاهی کنند و یا دچار اشتباه شوند، سیر انحراف و انحطاط شتاب بیش‏تری می‏گیرد.
به نظر می‏رسد که در جریان تحریف فرهنگ عاشورا، این موضوع، یکی از عوامل تکمیل کننده و شتاب بخش باشد. دلیل آن نیز دو چیز می‏تواند باشد:
یکی هراس نخبگان از عوام که با مخالفت و مقاومت جدی آنان روبه رو گردند و توفیقی نیابند و خود نیز جایگاه اجتماعی شان را از دست بدهند، یا آنکه اقدام در برابر آن را، بی فایده و پر ضرر دانسته‏اند و از این رو، به ورطه «محافظه کاری» در معنای غیر مثبت آن غلتیده‏اند.
دلیل دوم نیز همسویی کامل و همانند دیگر مردم اندیشیدن برخی از آنهاست که به عوام زدگی تعبیر می‏شود. عالم عوام زده، نه تنها مصلح نیست و نقش اصلاحی ایفا نمی‏کند، که در پی ساختن دستاویزی دینی و توجیه شرعی برای خرده فرهنگ‏های عوام نیز بر می‏آید که ممکن است از روی ساده اندیشی و یا غرض ورزی باشد.
پیرایش، پالایش و آرایش فرهنگ عمومی مردم، وظیفه نخبگان آگاه است. نقش نخبه و عالم دینی را، از جهت‏های گوناگون می‏توان به دیده‏بان، پزشک جراح یا چیزهای دیگر تشبیه کرد که در این موارد، فریاد کردن و عمل کردن اگر چه با واکنش منفی نیز مواجه شود، وظیفه او است.
گاه، عدم برخورد نامناسب با این پدیده‏های تحریف‏آمیز، به دلیل هراس از تضعیف و یا تخریب پایه‏ها و هنجارهای اعتقادی مردم است. البته این تحلیل، فاقد عنصر آینده نگری و دور بینی است ؛ چرا که اگر این تحریف‏ها در آینده از پرده بیرون افتد ـ که به طور حتم چنین است ـ خطرش برای مبانی اعتقادی، صدها برابر بیش‏تر است.
12. تبدیل شدن عزاداری به عادت
این مقوله، از آسیب‏های کلی مربوط به آداب دینی است. منظور از عادت نیز، آن چیزی است که بار اندیشه‏ای، برهانی و معنایی خود را به تدریج از دست داده و به هنجارهای تکراری تبدیل شده است.
یکی از دلایل مهمی که فرهنگ عزاداری به طور کامل نتوانسته نقش خود را ایفا کند و آموزه‏های اصلاحی و احیا گرانه قیام عاشورا را بازتاب دهد، همین موضوع است. بار عاطفی این حادثه قوی است. از این رو، ظرفیت عادت پذیری آن، به شدت افزایش می‏یابد. بسیاری از آسیب‏های فرهنگ عاشورا، از همین آبشخور سرچشمه می‏گیرد. هنگامی که موضوعی به عادت تبدیل شد، دیگر برای انسان به جا آورنده آن، هدف فقط انجام آن است و با به جا آوردن آن، تخلیه روانی می‏شود. در چنین صورتی، انتظار معنا دار بودن این عمل و پویایی آن، انتظاری بی معناست ؛ چرا که از هر تأمل عقلانی و حتی در حد افراط آن ؛ هر گونه تأمل عرفانی نیز تهی است. دیگر خود این عمل اصالت خواهد داشت و نه چیزی دیگر. این چنین است که از لحاظ اجتماعی، می‏تواند اثر نامطلوبی نیز داشته باشد ؛ یعنی نقش توجیه‏گر و تخدیر گرانه به خود بگیرد. گاهی توجیه‏گر کار زشت به جا آورندگان می‏شود، گاه، دغدغه‏های وجدان را کاهش می‏دهد و گاه نفس ملامت‏گر را به خاموشی وا می‏دارد.
13. آمیخته شدن فرهنگ‏های قومی و سرزمینی با عزاداری
عزاداری، سنتی اجتماعی و مردمی است. از این رو، هر ملتی و هر سرزمینی، از پیش شکل خاص عزاداری خود را دارد و عزای امام حسین (ع) را، بر همان پایه تبیین و تعریف می‏کند. البته به تلقین‏ها و نمادهایی نیز دست می‏یازد، ولی قالب اصلی و کلی، همان قالب عزاداری خویش است. بدین جهت، نه تنها شکل و ظاهر و ریشه عزاداری به شیوه فرهنگی و قالب عزاداری سرزمین‏ها و ملت‏های مختلف وابسته است، که گاه روحیات و خلقیات یک قوم وملت نیز، در شکل روایت و باز سازی و تفسیر حادثه نیز مؤثر است. از این رو، همانگونه که زبان‏ها و الفاظ از قومی به قوم دیگر، و از سرزمینی به سرزمین دیگر متفاوت است، شیوه‏های عزاداری و شدت و ضعف آن و چگونگی برداشت و تجسم نهضت عاشورا، می‏تواند براساس ویژگی‏های فرهنگی و اجتماعی آنان متفاوت باشد. بدین سان، فرهنگ عزاداری مردم عراق، پاکستان، اردن، بحرین، لبنان، ترکیه و نقاط دیگر جهان، هر یک به تناسب فرهنگ کلی مردمان آن، با یکدیگر متفاوت است. اگر چه این هم سازی میان گرامی داشت امام حسین (ع) و نهضت عاشورا، با فرهنگ عزاداری کلی یک ملت و سرزمین، طبیعی به نظر می‏رسد، باید نکته‏ای را در نظر داشت و آن، تلاش برای هماهنگ ساختن و قاعده‏مند کردن عزاداری سید الشهداء بر اساس فرهنگ یک ملت با فلسفه و اهداف و روح قیام است.
این موضوع ضمن آن که از ورود تحریفات خواسته و ناخواسته جلوگیری می‏کند، به اعتلای فرهنگ عمومی جامعه نیز می‏انجامد. البته مسئله دیگر که بسی مهم‏تر و در مسیر انحراف مؤثر است، عاریه گرفتن فرهنگ عزاداری قومی توسط قوم دیگر و ملتی توسط ملت دیگر، آن هم نه نقاط قوت که نقاط ضعف و قالب‏های شکلی آن است. نمونه‏های بارز آن، ورود قمه زنی از ترکیه عثمانی و یا به روایتی از مسیحیت و زنجیر زنی از هندوستان به عزاداری‏های ایران و عراق است.
14.ضعف دانش و بینش عمومی
فقدان یا نقصان دانش و اندیشه در جامعه، زمینه ساز هر گونه انحراف و تحریفی است. در این زمینه، میزان و سطح سواد عمومی جامعه، عامل مهمی است. در این میان تعداد باسوادان جامعه، سطح سواد اقشار و گروه‏های سنی تأثیرگذار چون جوانان، میانگین تحصیلات در جامعه، و نیز میانگین سواد نخبگان و سکان داران هدایت امور جامعه، اهمیت دارد. به یقین، در جامعه‏ای که بیش‏تر افراد آن، بی سواد یا کم سواد باشند، میزان و شدت شیوع تحریفات و خرافات بسیار بالاست. از سوی دیگر، اظهار مطالب درست و علمی و عمیق از سوی عالمان آگاه نیز به سبب نبود قدرت هضم و درک آنها دشوار است.
مسئله دیگری که ارتباط محکمی با دانش عمومی پیدا می‏کند، بینش عمومی است که با سطح کیفی دانش و اطلاعات ارتباط دارد. هر چه سطح بینش و فرهنگ عمومی ـ که یکی از ارکان آن دانش است ـ بالا باشد، روحیه پرسشگری، نقادی و نقد پذیری و نیز درک و تحلیل موضوعات هم بالاتر خواهد بود که نتیجه آن، از بین رفتن امنیت روانی برای طرح کنندگان مطالب سست و بی پایه، و اعتلای جایگاه عالمان و واعظان آگاه و مصلح است.
ادامه دارد
پی‏نوشت‏ها:
1- چشمه خورشید، دفتر اول، 1374ش، ص 429.
2-حماسه حسینی، ج 1، ص 76.
3-قیام مسیحی، میشل توماس، برگردان حسین توفیقی، قم، مرکزمطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب. چ1، 1377، ص 87 ـ 89.
4-حماسه حسینی، ج 1، ص 77.
5-نگرشی انتقادی ـ تاریخی به ادبیات عاشورا، سید عبدالحمید ضیایی، تهران، نقد فرهنگ، چ1، 1381، ص 135.
6-همان، ص 135.
7-ارزیابی سوگواری‏های نمایشی، ص 385.
8-دیوان سروش اصفهانی، به اهتمام محمد جعفر محجوب، تهران، امیر کبیر، چ 1، 1332، ج 2، ص 739؛ عاشورا و شعر فارسی، حسن گل محمدی، تهران، اطلس، چ 1، 1336، ص 151.
9-حماسه حسینی، ج 1، ص 95.
10-همان، ص 41.
11-همان، ص 44.
12-همان، ص42.
13-همان ص 45.
14-همان، ج،
15-اسرار الشهادت، فاضل در بندی، ج 3، ص 43.
16-همان، ج3،ص 40.
17-محرق القلوب ،ملا مهدی نراقی، چ سنگی، صص 101-102
18-حماسه حسینی، ج1، ص41.
19-حماسه حسینی، ج1، ص46
20-همان، ج1، ص 286.
21-روضة الشهدا، ملا حسین کاشفی، تصحیح، علامه شعرانی، تهران، اسلامیه، چ 4، 1371ق، صص 321و 346.
22-منتخب طریحی، فخر الدین طریحی، قم، ص 131، بی‏تا.
23-گنجینه اسرار، عمان سامانی، تصحیح: فریدون حداد سامانی، شهر کرد، عمان، چ1، 1371ش، ص 51. سروش اصفهانی نیز شعری در این باره دارد .ر.ک: عاشورا و شعر فارسی ص 158.
24-حماسه حسینی، ج 1، ص 26.
25-همان، ص 50.
26-لهوف، سید بن طاووس، برگردان: عباس عزیزی، صص 216ـ 217.
27-حماسه حسینی، ج 1، ص 362.
28-نگرشی انتقادی ـ تاریخی به ادبیات عاشورا، ص 138.
29-همان، ص 138.
30-ارزیابی سوگواری نمایشی، صص 217ـ 221، با تلخیص.


چرا علماء جلوی عزاداری های افراطی برای امام حسین(ع) را نمی گیرند ؟


پرسش:
می دانید بلائی که تشیع صفوی بر اسلام و مسلمین وارد نموده است بسیار عظیم و نابخشودنی است . ازجمله آثاربسیار زشت آن نوع عزاداری برای امام حسین می باشد. حال با این تفاسیر چرا روحانیت اسلام باتوجه به اینکه دراینگونه مراسم سخیف شرکت نکنند جلوی اینگونه پیرایه های بسته شده بر دامان تشیع را نمی گیرند و اگر آنرا عرف توصیف می نمایند چرا هیچ اقدامی در جهت بازسازی فرهنگ عاشورا در بین مردم نمی کنند؟آیا اینگونه بودن را به نفع خود و حکومت می دانند و بهره کشی می کنند؟
منبع پاسخ: پایگاه حوزه6742، 6742
پاسخ:
باید بگوئیم که عزاداری و گریه بر مصائب پیامبر اکرم (ص) و مصائب اهل بیت علیهم السلام مخصوصا حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام در روایات ما بسیار سفارش شده است. در روایات ما آمده است:«شهادت امام حسین علیه السلام، حرارتی در قلب های شیعیان ایجاد کرده است که هیچ گاه سرد نمی شود.»[1]همچنین گریه کردن بر آن حضرت بسیار سفارش شده است و شاید این به دلیل استفاده اسلام از تمام ابعاد وجود انسان و مخصوصا بعد عاطفی انساناست که یک قدرت عظیماست در وجود انسان و استفاده صحیح و مثبت از آن بسیار می تواند مفید و مثمر فایده باشد که اسلام از این بعد کمال استفاده را در مسیر زنده نگه داشتن دین و یاد و خاطره ائمه معصومین علیهم السلام کرده است.
تجلیل ائمه معصومین علیهم السلام از شعرا و مدیحه سرایانی که مصائب ائمه علیهم السلام را به شعر در آورده اند و به نسل های بعد منتقل نموده اند، نشانه اهمیت اسلام به این مسأله و استفاده صحیح از آن است.
با کمال تاسف باید اقرار کرد همانگونه که شما فرموده اید در این مسأله نیز هم چون مسائل دیگر دچار افراط و تفریط هایی شده است و در طول تاریخ افرادی بوده اند که خواسته اند از اساس جلوی هر گونه عزاداری را بگیرند زیرا اینان دریافته اند که این عزاداری ها چه تاثیری در حفظ اسلام دارد و تا زمانی که عزاداری های صحیح برقرار باشد مجالس عزاداری و هیئت های مذهبی که موازین شرع را به درستی رعایت می کنند، تاثیر تبلیغاتی مهمی در حفظ و گسترش اسلام دارد که با وجود آنها امکان ندارد چراغ دین خاموش شود.
و از طرف دیگر افرادی هم که تعدادشان کم نیست بدعت هایی در این مساله ایجاد کرده اند، کتابها و تاریخ های غیر واقعی و موهن تألیف کرده اند، مسائلی که هیچ اثری از آنها در روایات ائمه معصومین علیهم السلام دیده نمی شود،آورده و به آنها رسمیت بخشیده اند که اگر به تاریخ فقه و فقها نگاه کنیم می بینیم فقهای بزرگی همچون حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره) و حضرت امام (ره) و دیگر مراجع معظم تقلید با این روش ها مخالف بوده و مخالفت خود را اعلام کرده اند و موفقیت های چشمگیری هم در این سالهای اخیر در اصلاح این روش بدست آمده است که امیدواریم با بالا رفتن روز افزون سطح آگاهی تمامی اقشار جامعه، ضمن محفوظ ماندن اصل عزاداری، بدعتهایی که در طول تاریخ توسط دشمنان دانا و دوستان نادان وارد شده است و چهره دین را لکه دار کرده بطور کامل برطرف شود.
...............................................................................................................
[1]- مستدرک الوسایل ،ج10 ،ص 318 ، باب 49 :استحباب البکاء لقتل الحسین (ع).

هيأت‌هاي مذهبي و حركت‌هاي فرهنگ‌ساز


پدیدآورنده:سيدمهدي حسيني،

نقش هيأت‌هاي مذهبي و جايگاه مردمي آن بر هيچ‌كس پوشيده نيست. شايد بزرگ‌‌ترين پايگاه ديني ـ ملي در جامعه اسلامي ما هيأت‌ها و محافل مذهبي ‌باشد. هر چه‌قدر، قدر و ارزش يك هيأت در ميان مردم شناخته شده و والا باشد، ميزان تأثيرگذاري آن بر مردم نيز بيش‌تر خواهد بود. باتوجه به اين نقش ارزش‌مند، بسياري از ضعف‌ها و قوت‌هاي فرهنگي را كه در ميان هيأتي‌ها و جوانان علاقه‌مند و محب اهل بيت(ع) ديده مي‌شود، به نوعي مي‌توان با هيأت‌هاي مذهبي و برنامه‌هاي آن مرتبط دانست.
اگر امروزه جريان‌هاي عزاداري و سينه‌زني ميان جوانان از شكل سنتي و اصولي خود ـ كه در قديم رواج داشته ـ تقريباً‌ به طور كلي خارج شده و از محتواي غني و شكل وزين خود، به شكل هيجاني و جوان‌پسند آن ـ كه مصداق كامل آن برنامه شورزني مي‌باشد ـ گرايش پيدا كرده، بي‌گمان هيأت‌ها، به خصوص مديران هيأت، در اين گرايش نقش مؤثري داشته‌اند؛ هرچند اين نقش‌ها، به ظاهر آشكار نبوده و نيست. مگر يك مداح مي‌تواند بدون هماهنگي با مدير هيأت، پشت ميكروفن مداحي برود و يا حضور او استمرار بيابد؟
هم‌چنين اگر برنامه يك هيأت، با وجود همه اين هيجانات و شور زدن‌ها و خواندن‌هاي آن‌چناني ـ بي توجه به آن‌ها ـ به شكل آرام و متين خود تداوم يافته و همه وزانت و اصل اصول‌گرايي واقعي در برنامه‌هاي مذهبي را حفظ كرده، بي‌گمان بايستي نقش يك مدير هيأت‌ فعال و هوشمند را در لابه‌لاي برنامه‌هاي آن جست‌وجو كرد.
شايد تمامي آن‌چه در اين مختصر مي‌آيد، مورد عنايت و توجه جوانان و تأييد ايشان قرار نگيرد، به هرحال جو جامعه ما در مداحي بسيار نامطلوب است و در اين شلوغ بازار و هيجانات كاذب، اصلاً نمي‌توان توقع داشت حرف حساب از ناحساب به راحتي تشخيص داده شود و حرف حق چندان خريدار داشته باشد. با اين وجود، بر حسب اصل «ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه» و برحسب وظيفه اخلاقي، شرعي و نيز تعهدي كه در قبال مسايل فرهنگي كشور بر عهده هر انسان با وجداني است، صاحب اين قلم با دست‌اندركاران محترم هيأت‌ها، نكاتي چند را در ميان مي‌نهد.
توجه به فرهنگ نقد
يكي از مهم‌ترين نكاتي كه بايستي متوليان هيأت‌هاي مذهبي به آن توجه داشته باشند، توجه به فرهنگ «نقد» و جا انداختن آن در هيأت است. «مداح» و «منبري» هر كدام جايگاهي خاص دارند؛ با هدف خاصي در جامعه تربيت شده‌اند و هنگامي كه براي اداره مجلس و محفلي دعوت مي‌شوند، بايستي زير ذره‌بين نقد تمام اعضاي هيأت ـ با همكاري و هدايت مدير هيأت ـ قرار گيرند: تا ميزان توان آن‌ها در نيل به هدف مورد نظر، بررسي و سنجيده شود.
شايد همين‌جا، پرسشي به ذهن خوانندگان هوشيار برسد كه هدف از اين نظارت چيست و برچه اساسي بايد صورت گيرد؟ مسلماً از دعوت مداح و منبري يك هدف خاص دنبال نمي‌شود؛ جايگاه منبري، جايگاه رفيعي است و وظيفه او آشنا ساختن هيأتي‌ها با سيره زندگاني اهل بيت(ع) است و ترسيم دورنمايي از زندگاني ايشان، به نحوي كه:
اولاً: باورپذير است.
ثانياً: قابليت الگوپذيري داشته باشد.
اگر برحسب اين دو هدف ياد شده، برنامه «منبر» مورد ارزيابي قرار گيرد، مسلماً منبري موفق، از منبري ناموفق به راحتي متمايز مي‌شود. نقطه كور و ابهام كار، وقتي است كه معيارها به جاي موارد ياد شده، جاي خود را به موارد و موضوعاتي حاشيه‌اي يا سليقه‌اي بدهد و مدير هيأت، تنها بر حسب جو موجود در جامعه، يا خواسته‌هاي عوامانه يا سطحي عده‌اي هيأتي، كه بر او نفوذ رأي دارند، از اهداف ياد شده دور شود و قيافه، صدا، شهرت و زبانزد بودن و به طور كلي جاذبه‌هاي كاذب يك منبري را در نظر بگيرد. در اين حالت، طبيعي است كه هيأت و برنامه‌هاي آن از اهداف اصلي خود دور شده، حالتي شخصي و سليقه‌اي به خود مي‌گيرد. آن‌گاه كه پاي سليقه در ميان آمد، ديگران هم بر حسب سليقه خود به انتخاب مي‌پردازند و آن‌گاه پديده‌اي ظهور مي‌كند كه امروز شاهد آن هستيم: بسياري پاي يك منبر مشخص نمي‌نشينند، فقط به دليل آن‌كه آن‌‌را نمي‌پسندند!
جايگاه «مداح» هيأت، جايگاه ديگري است كه در جاي خود قابل بحث است.
اگر امروزه جمعيت‌هاي مذهبي، هيأت‌ها و محافل ديني به مداح و مداحي، بهاي ديگري مي‌دهند و بيش‌تر به آن توجه دارند، دليلش چيست؟ آيا به جايي غير از مدير هيأت بر مي‌گردد؟ ‌و آيا جز اين است كه خواسته‌هاي جوانان و جريان‌هاي كاذب مورد علاقه آن‌ها كه ريشه در هيجان‌ها و خواست‌هاي خاص جواني دارد، در آن دخيل است؟!
در اين‌جا، ذكر اين نكته خالي از لطف نيست:
يك پرسش بي‌پاسخ
از مدير هيأتي خواستيم كه درباره برنامه‌هاي هيأت خود تجديد نظر كند، گفت: اگر كف نزنيم، اگر شور نزنيم، مردم نمي‌آيند! گفتم: مگر براي مردم برنامه گذاشته‌اي؟! در جوابش ماند! اگر مي‌گفت: آري؛ در حقيقت جنبه توجه به رضايت اهل بيت را فراموش كرده‌ بود و توجيهي براي آن نداشت و اگر مي‌گفت: براي اهل بيت است، تناقضي آشكار به وجود مي‌آمد... به همين دليل از خير بحث گذشت!
قصه بسياري از مسئولان هيأت‌ها چنين است؛ به درسي اينان با خود و خداي خود كنار نيامده‌اند كه آيا براي رضاي مردم و مداح و منبري اين همه تلاش مي‌كنند، يا خالصانه براي خدا تلاش مي‌كنند و اگر كارشان براي عشق به اهل بيت است، اين‌همه جوش مستمع را زدن و ناز مداح را كشيدن و ... براي چيست؟ اين‌جاست كه ضرورت امر فرهنگ‌سازي مطرح مي‌شود.
يك واقعيت تلخ!
بايستي اين واقعيت تلخ را پذيرفت كه هدف واقعي و اصلي از برگزاري چنين مجالسي كم‌كم به فراموشي سپرده شده است و اهداف ثانوي و حاشيه‌اي، دارد جاي هدف‌هاي واقعي را مي‌گيرد.
اين‌كه مداح جوان به بهانه صميميت، و جذب جوانان و توجه به نياز و خواسته‌هاي آنان، همه جور شعري بخواند و هيچ مرزي براي حفظ ادبيات آييني و معرفي آن براي نسل جوان در نظر نگيرد، هيچ شأني نيز براي مجلس اهل بيت نشناسد، نه شعر و نه سبكش هيچ سنخيتي با مجلس اهل بيت نداشته باشد و صرفاً‌ براي راضي‌كردن جوانان ـ كه در مجلس او شركت كنند ـ همه چيزي، حتي به سبك ترانه‌هاي فلان‌زن خواننده آن‌چناني بخواند و دعوي او اين باشد كه مردم اين‌ها را مي‌پسندند! بايستي اين واقعيت تلخ را پذيرفت كه نه مداح، نه مدير هيأت و نه هيأتي ـ هيچ‌كدام ـ شأن و جايگاه مجلس اهل‌بيت و اهداف برگزاري آن‌را نمي‌شناسند و يا از آن غافل شده‌اند.
چه بايد كرد
گفتيم كه فرهنگ‌سازي از ضروريات هيأت‌هاي مذهبي است، اما چگونه؟
اكنون كه مي‌خواهيم پيشنهادهاي خود را در اين زمينه ارايه دهيم، به ياد اين جمله افتادم كه مي‌گويند:
«گفتنش آسان است اما ...!»
مي‌خواستم حرفم را به استناد اين سخن ارايه كنم، اما ديدم واقعيت اين است كه گفتن آن هم در برابر بعضي هيأتي‌هاي جوان و متعصب، آسان نيست؛ اما سخن حق را در هر حال بايد گفت...
مهم‌ترين اصل فراموش شده در هيأت‌هاي مذهبي اين است كه بسياري از ما ـ امثال من نويسنده ـ به جاي توجه به رضايت اهل بيت، در صدد راضي كردن دل خود و دوستان خود هستيم. آن‌چه به دل‌مان مي‌چسبد (!) انجام مي‌دهيم، نه آن‌چه وظيفه‌مان است. به عبارتي شيعه دل خودمانيم، نه شيعه اهل بيت! اين حقيقت تلخ در ميان بسياري از مديران هيأت‌ها و به خصوص مداحان و هيأتي‌ها وجود دارد. اجازه بدهيد نمونه درخشاني از آن‌را نقل كنم:
صاحب اين قلم با عنايت اهل بيت، گاه در مجالس مداحي، بي‌دغدغه و بي‌تعارف به برخي مداحان، تذكراتي داده و هنوز نيز اين مسير حق را ادامه مي‌دهد. در يكي از محافل، سراغ يكي از مداحان را ـ كه قبلاً طعم تذكرات مرا چشيده بود ـ گرفتم؛ مطرح شد كه ايشان در غياب من گفته فلاني توقعاتش از من بسيار بالاست! وقتي اين جمله را شنيدم، تعجب كردم كه خدايا چه حساب و كتاب مالي يا اجتماعي با ايشان داشته‌ام كه در نگاه ايشان توقع بسيار بالايي بوده؟! يادم افتاد فقط يك‌بار در يك مجلس، ايشان پر هيجان و اصطلاحاً آن چناني «شور» مي‌خواند كه الان خواندن به اين شيوه در ميان مداحان جوان و نوپا مد شده، تا مجلس‌شان بگيرد و سري تو سرها درآورند... بعد از برنامه، تشكري از او كردم و مؤدبانه پرسيدم: مفهوم آن‌چه را كه مي‌خواني، مي‌داني؟! مي‌داني «الله مولانا علي يعني‌ چه؟» بي‌تأمل گفت: بله! و تعجب كردم از اين كه خود من پس از پانزده سال تجربه‌اندوزي در زمينه اشعار مختلف به ويژه اشعار عرفاني، جرأت چنين ادعايي را هنوز نيافته‌ام! با اين حال قبول كردم و گفتم: آيا مي‌تواني قسم بخوري همه اين دويست، سيصد جواني كه پاي تريبون تو نشسته‌اند، مي‌دانند و آن‌را مي‌فهمند؟ انگار بدجوري گير كرده بود! فكري كرد و گفت: نمي‌دانم؟ گفتم: عزيز من! اگر يكي از اين جماعت جوان با ذهنيت «كفر» از اين‌جا بيرون برود، تو مسئولي! كمي به فكر باش! اين تمام توقعي بود كه من از ايشان داشتم ...
مسلماً آن مداح محترم با خود حساب و كتابي داشته و فهميده كه اگر بخواهد به تذكر من گوش دهد، مجلس او از تب و تاب خواهد افتاد و في‌الواقع، بسياري ازمشتريان پروپا قرص خود را از دست خواهد داد. مسلماً وقتي مشتري و مستمع خود را از دست بدهد، روي مجلس او تأثير بد خواهد گذاشت و بانيان و صاحبان مجلس و مديران هيأت‌ها كم‌تر از او دعوت خواهند كرد تا به...!
در حرف آن مداح محترم تأمل كنيد... جملة‌«او توقع زيادي از من دارد» تمام اين مفاهيم را در خود دارد.
مسلماً آن مداح محترم، نتوانسته بين رضايت مستمع و رضايت اهل بيت، «حق» را بشناسد و آن‌را انتخاب كند و اين، مشتي است نمونه هزاران خروار!
به‌راستي آيا مسئولان محترم هيأت‌ها با خود انديشيده‌اند كه نبض اين جريانات انحرافي به دست ايشان است؟! مي‌توانند به راحتي در برابر آن ـ مثل آن‌چه اكنون اتفاق افتاده ـ تسليم شوند، يا اين‌كه به راحتي در برابر آن بايستند و مداح و برنامه او را به بوته نقد بكشند و اصلاً نگران ناراحتي و نارضايتي مستمع نباشند ... آن‌چه مهم است آبروي مجلس اهل بيت و وزانت آن است و لاغير.
انتظار مي‌رود، كه مديران هيأت‌ها هركدام، ادامه دهنده جريان عظيم و مباركي باشند كه چشمه آن از دهان شهيد مظلوم مطهري عزيز جوشيد و البته در طول تاريخ بايستي ادامه يابد.
مردي از خويش برون آيد و كاري بكند!
پرسشي كه ذهن نويسنده اين سطرها را به خود مشغول ساخته و البته هنوز بي‌پاسخ مانده، اين است كه به راستي جامعه امروز ما چرا در اين عرصه، بزرگاني مثل شهيد مطهري ندارد و اگر امثال استاد مطهري وجود دارد ـ كه حتماً هست ـ چرا در برابر جريانات انحرافي هيأت‌ها و به‌ويژه در مداحي‌ها هيچ اعتراضي صورت نمي‌گيرد؟! چرا اين حركت مبارك شهيد مطهري، ناتمام مانده است؟!
جرياني كه مي‌توانست توسط مديران هيأت ادامه يابد و اين چشمه به رودي عظيم تبديل شود تا هيچ گونه خار و خاشاكي در مسير اين سيل عظيم، فرصت عرض اندام نداشته باشد... البته جواب آن تا حدودي براي نويسنده مشخص است. دو فرض در پاسخ اين سؤال مد نظر است:
يكي أين‌كه جامعه ما از نقد مجامع مداحي پرهيز دارد و به واسطه قداستي كه براي آن در نظر گرفته، هرگز به خود جرأت اظهار نظر درباره آن نمي‌دهد!
اما به راستي اگر يك مداح از اين بي‌اعتنايي‌ها سوء استفاده كرده، هرگونه مطالب كفرانگيز و به ظاهر جذاب را به خورد اذهان جوانان بدهد، چه؟ آيا بازهم بايد براي او قداستي در نظر گرفت؟!
دوم اين‌كه صاحبان انديشه، جلسات توسل و عزاداري را بيش‌تر، محلي براي ابراز عواطف و نيازهاي عاشقانه‌ مردم علاقه‌مند به اهل بيت مي‌دانند و تا حدودي در برابر آن با تسامح و بي‌تفاوتي برخورد مي‌كنند.
اما اگر بنا بر تسامح و بي‌خيالي بود، چرا شهيد مطهري در برابر آن سكوت نكرد؟!
نقد پاشنه آشيل هيأت‌ها!
در اين ميان، از ذكر اين نكته نمي‌توان چشم پوشي كرد كه نقد به مفهوم واضح آن وجود ندارد، اما جرياني پنهاني از نقد به صورت حرف در گوشي و پچ‌پچ(!) در ميان برخي هيأتي‌ها درباره شيوه كار مداح و منبري وجود دارد؛ بنابراين نمي‌توان قاطعانه گفت كه اصلاً جرياني از نقد وجود ندارد؛ اما از آن‌جا كه حركات متعصبانه و گاه نيز رفتارهايي همراه با ناز و تفاخر، به خصوص از برخي مداحان ديده مي‌شود، بسياري از هيأتي‌ها و مديران هيأت‌ها ـ شايد به دليل پرهيز از جنجال و يا به خاطر هراس از اين‌كه با بي‌اعتنايي مداح مواجه شوند و به اصطلاح، مجلس‌شان لنگ بماند ـ زمينه ابراز صريح اعتراضات خود را نمي‌يابند. طبيعي است كه فلان مداح از آن‌جا كه مشتري فراواني دارد، به راحتي مي‌تواند از خير يك مجلس بگذرد، اما مدير هيأت و هيأتي چه؟! مي‌داند با اندك تنشي، مجلسش لنگ مي‌شود، به همين علت مجبور است از بسياري از مسائل چشم‌پوشي كند. در حقيقت پاشنه آشيل و نقطه ضعف هيأتي‌ها و مديران هيأت‌ها در همين نكته نهفته است!
اي كاش ...
اما يك نكته از باب درد دل(نام آن را فرهنگ‌سازي بگذاريد!) اي كاش! اي كاش! اي كاش مديران هيأت‌ با هم وحدت مي‌يافتند و به جاي برخي رفتارهاي دور از شأن مجلس آييني، به جاي چشم و هم‌چشمي و برتر نشان دادن هيأت خود از ديگران و زبانزد كردن آن، در قبال رفتارهاي برخي مداحان، حركتي هماهنگ‌ و اصولي انجام مي‌دادند و به جاي موضع انفعالي در برابر منكرات و اشتباهاتي كه برخي مداحان مرتكب مي‌شوند و به راحتي آن را توجيه مي‌كنند،‌ باصلابت و بي‌تعارف امر به معروف و نهي منكر مي‌كردند و به راحتي آن مداح خاطي يا منبري غافل را از جمع مدعوان خود حذف مي‌كردند...
آيا تا به حال فكر كرده‌ايد كه اگر ده هيأت در يك شهر كوچك يا يك منطقه از شهر بزرگ، اين برنامه هدف‌مند و فرهنگ‌ساز را انجام دهند و در قبال افراد غافل و خاطي، به جاي موضع‌گيري ضعيف، از موضع قوت برخورد كنند و صرفاً به فكر ارتقاي سطح معنوي مجلس باشند، چه اتفاقي مي‌افتد؟!
تصور آن فعلاً دور از ذهن است! اما مي‌توان روزي را تصور كرد كه مداح، آرزوي مداحي در بعضي هيأت‌ها را داشته باشد، اما بداند كه به دليل ضعف‌هايي كه دارد، به او فرصت و اجازه مداحي داده نمي‌شود ... اين تصور، خيلي دور از ذهن است و در حكم كورسوي ستاره‌اي دارد، در اين تاريكي و ابهامي كه فعلاً وجود دارد؛ اما همين كورسو، بازهم ديدني و درخشان است.
صاحب اين قلم در شهر خود، نمونه روشني از اين‌ روي‌كرد را به وضوح ديده است و هيأتي را سراغ دارد كه سكوي تعالي و رشد مداحان شده است و بسياري از مداحان جوان، حسرت خواندن در آن مجلس را دارند و هنوز اين آرزو به شكل حسرت در دلشان باقي مانده است!... مجلسي كه هميشه شلوغ، پرمحتوا و جذاب بوده و هست. به‌راستي رمز موفقيت آن، چيزي جز وجود يك مدير هيأت

دو نقطه ضعف مردم در مجالس عزاداری


منابع مقاله:
مجموعه آثار ج 17 ، مطهری، مرتضی؛


یکی از نقاط ضعف این است که معمولا،هم صاحبان مجالس یعنی مؤسسین مجالس-چه آنهایی که در مساجد تاسیس یک مجلس می‏کنند و چه آنهایی که در منازلشان،بالخصوص کسانی که در منازلشان-و هم مستمعین[خواهان زیادی جمعیت هستند]و این در حدودی که من تجربه دارم استثنا ندارد.گر چه من یکی دو سال است که دیگر منبر نمی‏روم و بحثهایم منحصر است‏به همین جلسات محدودی که اینجا بحث می‏کنم یا در انجمن اسلامی مهندسین سالی دو سه جلسه بحث می‏کنم،ولی در چند سالی که گاهی می‏رفتم،این را احساس می‏کردم و می‏توانم بگویم برای این امر استثنا ندیدم که هم مؤسسین و هم حتی مستمعین آن چیزی را که می‏خواهند ازدحام جمعیت است.اگر جمعیت ازدحام بکند راضی است،اگر جمعیت ازدحام نکند راضی نیست.این،نقطه ضعف است. این جلسات که برای این نیست که جمعیت ازدحام بکند یا نه!مگر ما می‏خواهیم سان ببینیم؟مگر ما می‏خواهیم رژه برویم؟هدف چیز دیگری است.هدف آشنا شدن با حقایق و مبارزه کردن با تحریفات است.این می‏شود یک نقطه ضعف.گوینده در مقابل این نقطه ضعف قرار می‏گیرد،چه بکند؟با این نقطه ضعف مبارزه کند یا مثل تاج نیشابوری از این نقطه ضعف استفاده کند؟اگر بخواهد با این نقطه ضعف مبارزه کند،حقایق را به مردم بگوید،با تحریفات مبارزه کند،با هدف صاحب مجلس و هدف مستمعین که از جمع شدن دور یکدیگر و از شلوغ شدن و از اینکه خودشان را با هم زیاد ببینند خوششان می‏آید،جور در نمی‏آید.و اما اگر بخواهد از این نقطه ضعف استفاده کند،فقط در این فکر است که ما چه کار بکنیم که جمعیت‏بیشتر جمع بشود.اینجاست که یک عالم سر دو راهی قرار می‏گیرد:از این نقطه ضعف استفاده کنم،بهره برداری کنم،به عبارت دیگر روی دوش این جمعیت‏سوار بشوم،حالا که اینها این قدر احمق و نادان هستند و چنین نقطه ضعفی دارند،من هم از همین نقطه ضعف استفاده کنم؟یا علیرغم این نقطه ضعف،من با آن مبارزه کنم،بروم دنبال حقیقت،چه کار دارم به اینکه اجتماع می‏شود یا اجتماع نمی‏شود.
نقطه ضعف دوم عوام الناس در مجالس عزاداری-که خوشبختانه باید بگوییم کمتر شده است-این مساله شور و واویلا بپا شدن است.باید منبری حتما در آخر ذکر مصیبت کند و در این ذکر مصیبت هم نه تنها مردم اشک بریزند،اشک بریزند قبول نیست،باید مجلس از جا کنده بشود،باید شور و واویلا بپا بشود.من نمی‏گویم مجلس از جا کنده نشود، من می‏گویم این نباید هدف باشد.من می‏گویم اگر کسی در آن مسیر صحیح با بیان حقایق و واقعیات بدون آنکه یک روضه دروغی بخواند،بدون اینکه جعلی بکند،بدون اینکه تحریفی بکند،بدون اینکه برای امام حسین اصحابی بسازد که در تاریخ نبوده و خود امام حسین آنها را نمی‏شناسد چون وجود نداشته‏اند،بدون آنکه برای امام حسین فرزندانی ذکر کند که چنین فرزندانی در دنیا وجود نداشته‏اند،بدون اینکه برای امام حسین دشمنانی در کربلا با نام و نشان بسازد مثل ازرق شامی و بچه‏های ازرق شامی که کاکلشان چگونه بود،که اصلا چنین کسانی وجود نداشته‏اند،اگر اشکی از روی صداقت و حقیقت ریخت،شور و واویلا هم بپا شد،مجلس هم کربلا شد،بسیار خوب،ولی وقتی که نبود،آن وقت ما باید با امام حسین بجنگیم،دشمنی کنیم؟دروغ ببندیم؟دروغ بگوییم؟
یادم هست در فریمان خودمان،سالهای اولی که من از قم می‏آمدم و به آنجا می‏رفتم و گاهی منبر می‏رفتم،آمده بودیم مشهد،روضه خوان قهاری بود که در مشهد خیلی معروف بود،شبی ما در مسجد گوهرشاد در یکی از شبستانها رفته بودیم پای روضه او و یکی از هم ولایتی‏های ما هم آنجا بود.یک روضه صد در صد دروغی آنجا خواند،خودش هم گفت از بزرگان شنیدم(به قول مرحوم آیتی نگو از بزرگان،بگو از دروغگویان،مگر مقصود«از بزرگان دروغگویان‏»باشد)چون خودش می‏فهمید که این در هیچ کتابی نیست. آمد یک بچه‏ای برای امام حسین درست کرد که چنین بچه‏ای امام حسین نداشته است.گفت طفلی امام حسین داشتند که جزء اسرا بود.یکی از لشکریان عمر سعد،خودش سوار بود و طنابی به گردن این طفل بسته بود و او را با زور شلاق می‏آوردند و می‏کشیدند. او سرگرم رفتن بود و این طفل مجبور به دویدن.یک وقت متوجه شد که این طناب فشار آورده و سنگینی می‏کند.بعد متوجه شدند که این طفل خفه شده است.این را گفت و واویلایی بپا شد.وقتی که آمدیم بیرون،یادم است آن هم ولایتی من آمد به من توصیه کرد گفت آقا جان بیایید پای این منبرها،از این روضه‏ها یاد بگیرید،اینها را برای مردم بخوانید!
حال،این،نقطه ضعف مردم عوام است.با این نقطه ضعف چه باید کرد؟آیا باید از این نقطه ضعف مردم استفاده کرد؟باید بهره‏برداری کرد؟باید سوارشان شد؟باید مثل تاج گفت‏حالا که اینها احمقند من از همین حماقتشان استفاده می‏کنم؟نه،بزرگترین رسالت و وظیفه علما مبارزه با نقاط ضعف اجتماع است.این است که پیغمبر اکرم فرمود:
«اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه و الا فعلیه لعنة الله‏» (1)
آنجا که بدعتها و دروغها ظاهر می‏شود،آنجا که چیزهایی ظاهر می‏شود که در دین نیست،مسائلی پیدا می‏شود که من نگفته‏ام،بر عهده دانایان است که حقایق را بگویند و لو مردم خوششان‏نمی‏آید.آن کسی که کتمان می‏کند،لعنت‏خدا بر او باد.بالاتر از این را خود قرآن کریم فرموده است:
ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون (2)
آن دانایانی که حقایقی را ما گفته‏ایم و آنها می‏دانند،ولی کتمان می‏کنند، می‏پوشانند،اظهار نمی‏کنند،لعنت‏خدا بر آنها و لعنت هر لعنت کننده‏ای بر آنها باد.
من در مقاله‏«ختم نبوت‏»نوشتم وظیفه علما در دوره ختم نبوت مبارزه با تحریف است و خوشبختانه ابزار این کار هم در دست است و باز هم خوشبختانه هستند و بوده‏اند در میان علما افرادی که با این نقاط ضعف مبارزه کرده‏اند.کتاب لؤلؤ و مرجان که من در همین موضوع حادثه عاشورا در آن سه شب نام می‏بردم از مرحوم حاجی نوری(رضوان الله علیه)،درست‏یک قیام به وظیفه بسیار مقدسی است که این مرد بزرگ کرده است،مصداق قسمت اول این حدیث است که‏«اذا ظهرت البدع فلیظهر العالم علمه‏».در این طور موارد وظیفه علماست که حقایق را بدون پرده به مردم بگویند ولو مردم خوششان نمی‏آید.وظیفه علماست که با اکاذیب مبارزه کنند و مشت دروغگویان را باز کنند.
پی‏نوشت‏ها:
1) اصول کافی،ج 1/ص 54.
2) بقره/159.


قمه زنی


منابع مقاله:
فرهنگ عاشورا ، محدثی، جواد؛



از مراسمی است که در بعضی شهرستانها و بلاد شیعی و توسط برخی از عزاداران امام‏حسین‏«ع‏»اجرا می‏شود و در تاسی به مجروح و شهید شدن سید الشهدا«ع‏»و شهیدان‏کربلا و بعنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین‏«ع‏»انجام‏می‏دهند.صبح زود عاشورا،با پوشیدن لباس سفید و بلندی همچون کفن،بصورت دسته‏جمعی قمه بر سر می‏زنند و خون از سر بر صورت و لباس سفید جاری می‏شود.بعضی‏هم برای قمه زنی نذر می‏کنند،برخی هم چنین نذری را در باره کودکان خردسال انجام‏می‏دهند و بر سر آنان تیغ می‏زنند،در حدی که از محل آن خون جاری گردد.
قمه زنی نیز،مثل زنجیر زنی و شبیه خوانی و...از دیر باز مورد اختلاف نظر علما وپیروان و مقلدین آنان بوده و به استفتا و افتاء مبنی بر جواز یا عدم جواز آن می‏پرداخته‏اند.
این مراسم،از نظر شرعی پایه و مبنای دینی ندارد و صرفا روی علاقه شیعیان به ابا عبد الله‏الحسین‏«ع‏»انجام می‏گیرد. فقها نیز آن را در صورتی که ضرری نداشته باشد،مجازمی‏دانند.برخی از فقها نیز به خاطر تاثیر نامطلوب آن بر افکار دیگران و موجب وهن‏مذهب بودن،آن را ممنوع دانسته‏اند.البته شرایط زمانی در این مساله بی‏تاثیر نیست. امام‏خمینی‏«ره‏»در پاسخ به استفتایی که در سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی در این زمینه‏از ایشان شده بود،فرمودند: «در وضع موجود،قمه نزنند...»آیة الله خامنه‏ای نیز در دیداربا روحانیون،در آستانه ایام عاشورا(سال 1373 شمسی)در ضمن بیانات مبسوطی درخرافه زدایی از عزاداری سید الشهدا«ع‏»فرمودند:«قمه زدن هم از آن کارهای خلاف‏است...این یک کار غلطی است که عده‏ای قمه‏ها را بگیرند و بر سر خود بزنند و خون‏بریزند...کجای این کار،حرکت عزاداری است؟ این جعلی است.اینها چیزهایی است که‏از دین نیست...».آن را بدعت،خلاف و خرافه دانستند.و در پاسخ به نامه امام جمعه‏اردبیل،نوشتند:امروز این ضرر بسیار بزرگ و شکننده است و لذا قمه زدن علنی و همراه‏با تظاهر،حرام و ممنوع. (1) علمای دیگر نیز در تایید موضع و سخن رهبر انقلاب،آن راموجب وهن مذهب و نامشروع دانستند. (2) البته این احساس مذهبی و عواطف دینی که سبب می‏شود به عشق حسین‏«ع‏»چنین‏کارهایی کنند،باید در مسیر صحیح هدایت‏شود و مورد بهره‏برداری قرار گیرد تا شور وانگیزه جهاد و شهادت بیافریند.بعلاوه،آنان که به خاطر حسین‏«ع‏»حاضرند خون بدهند،چه بهتر که خون خویش را به درمانگاهها و مراکز انتقال خون اهدا کنند یا با تاسیس بانک‏خون،از فداکاران و ایثارگران داوطلب،در روز عاشورا خون گرفته شود و نگهداری‏گردد،تا از این طریق،جان انسانهای بسیاری که نیازمند خونند،نجات یابد.گر چه این‏کار،شاید مثل قمه زنی،تامین کننده احساس عاطفی فرد نباشد،ولی قطعا رضایت‏خداوندو پسند سید الشهدا«ع‏»را بیشتر در پی دارد.کاش روزی صدقه دادن خون نیز،مثل صدقه‏و کمک مالی و لباس و غذا و... مرسوم گردد و با قصد قربت انجام گیرد.
کی گفت‏حسین،بر سر خویش بزن؟ با تیغ،به فرق خویشتن نیش بزن تیغی که زنی بر سر خود،ای غافل بر فرق ستمگران بد کیش بزن
پی‏نوشتها
1-در تاریخ 7 محرم 1415،22 خرداد 1373.
2-مجموعه سخنان ایشان و استفتاها و جوابها در جزوه‏ای به نام‏«پیرامون عزاداری عاشورا»در 71 صفحه در محرم‏1415 از سوی دفتر تبلیغات اسلامی چاپ شد.